X
تبلیغات
خبر نگاری

خبر نگاری

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 16:39  توسط   | 

تأثير تكنولوژي بر هويت شهري مديريت يكپارچه است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ يك متخصص مسائل شهرسازي گفت: عامل اصلي اثربخشي مثبت تكنولوژي برهويت شهري مديريت يكپارچه است.

مهندس فرزان نصيري آذر در گفت وگو با خبرنگار سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: به طورقطع براي اثربخشي مثبت تكنولوژي بر هويت شهري بايد از مديريت شهري يكپارچه اي برخورداربودكه متاسفانه در حال حاضر اين گونه نيست به همين منظور بايد با شناخت تكنولوژي هاي مختلف وجديد بخصوص"فرا تكنولوژي ،آنها را به نحوي درست و اصولي در يك پازل برنامه ريزي شده شهري قراردهيم به نحوي كه مولفه هاي هويت ساز را تقويت و گسترش دهند.

وي معتقد است: تكنولوژي همانند معماري نقش دوگانه اي دارد به طوري كه در بعضي از مواقع ورود بدون تدبير آن باعث هويت زدايي مي گردد مثلا انرژي برق كه يك نوع تكنولوژي مورد نيازبراي مابه حساب مي آيد در بسياري از مواقع  تجمع سيم و تيرهاي آن در نقاط شهري آشفتگي بصري و اغتشاش آوردر خط ديد شهري به بارمي آورد كه هويت شهر را مخدوش مي كند كه اين عامل ناشي ازعدم برنامه ريزي درست و مدبرانه متوليان امر است  

نصيري آذراظهار كرد: در حال حاضرما دربعضي از شهرها و محله ها هويت شهري راتقويت نموده ايم و در برخي نيزبه علت ايجاد نماهايي بامعماري هاي غلط هويت زدايي كرده ايم به طوري اگر هويت باقي مانده ايم هم از گذشته وجود داشته اكنون تخريب گشته است.

او افزود: در طي شصت سال اخيرميزان تخريب هويتي ما به نسبت تقويت آن بيش تر بوده است كه علت آن هم منابع نفتي بود كه وارد چرخه درآمدي كشور شد چرا كه آن زمان در اين زمينه  برنامه ريزي مدبرانه و اصولي  از جانب مسئولان مربوطه صورت نگرفت.

نصيري آذر تاكيد كرد: در حال حاضرمجموعه هاي مديريت شهري هنوزتوانمدي اين را كه بتوانند يك چشم اندازتشخيص و تقويت هويتي  داشته باشند پيدا نكرده اند لذا بايستي كساني كه در اين زمينه متولي و مسئول هستند همانند شوراهاي كلان شهرها ،وزارت كشور، شهرسازي و شهرداري ها، مجموعه هايي به صورت مجازي تشكيل دهند و در بحث هويت شهري به منافع مشتركي دست يابند و آنرا در يك بازه زماني مشخص به همه مجموعه هاي ذيربط ابلاغ كنند و نهايتا در هر شهري متوليان محلي با آن شاخصه ها به شناسايي هويت شهري خودشان بپردازند.

وي با اشاره به بحران هويت شهري  نيزاذعان كرد: بحران هويت يعني اين كه افراد و شهرها به نحوي شخصيتشان شكل گيرد كه اگرفردي را بدون اطلاع قبلي در آن مجموعه قرار دادند به آساني قادر به تشخيص آن منطقه يا محيط شهري نباشد اما اگردرشهري رفتار،گويش، نژاد و پوشش ساكنان آن براي شهروندان ديگرشهرها ملموس و قابل فهم باشد مي توان گفت كه آن شهر دچار بحران هويتي نشده است.

 اين كارشناس مسائل اجتماعي  وجود بارگاه مطهر امام رضا (ع) را تنها عامل هويت ساز اين شهر مي داند و خاطرنشان مي كند: مشهد به لحاظ وجود بارگاره مطهر و ملكوتي امام هشتم(ع) و جاذبه هاي اين قطب معنوي از هويت منسجم و خوبي برخوردار است به طوري كه حتي اين مسئله تنها عامل هويت سازي اين شهرمحسوب مي شود چرا كه اين شهربه لحاظ هويت معماري، شهرسازي و… هيچ تفاوتي باديگر شهرها ندارد تاجايي حتي مي توان گفت عقب تر هم است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:37  توسط   | 

تأثير ادبيات بر هويت شهر، ميزان نفوذپذيري آن است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ نويسنده، منتقد ادبي و مشاورامورزنان وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي  گفت: تاثير ادبيات بر هويت‌بخشي شهر بستگي به ميزان نفوذ آن در ميان مردم دارد.

سميرا اصلانپور در گفت‌وگو با سايت شهر بهشت با بيان اين مطلب افزود: در حال حاضر در بسياري از شهرها علي رغم اين كه از نمادها، تنديس‌ها و آثار مشاهير ادبي بسياري استفاده شده، اما تعداد كمي از مردم با آن آشنايي دارند و اگرچه نام‌گذاري خياباني با عناويني چون جلال آل احمد، بوعلي‌سينا، فردوسي و… مي‌تواند به نوبه خود در هويت‌سازي شهر موثر باشد، اما اين كه چقدر مردم با ادبيات اشنا هستند، تأثير دو چنداني در اين زمينه دارد.

وي ادامه داد: ما براي اينكه بتوانيم مردم و اقشار مختلف جامعه را با هويت ادبي  و بومي خود آشنا سازيم، بايد ابتدا سطح مطالعه را در ميان آنها گسترش و آن را به صورت يك فرهنگ عمومي تبديل كنيم كه قطعا براي اينكه مردم با مطالعه آشتي كنند بايد ابتدا تربيت و اصلاح شوند كه براي تحقق بخشيدن به اين امر هم بايد عوامل مختلفي چون انجمن‌هاي فرهنگي، رسانه‌هاي گروهي،  پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني، سايت‌ها و… با طرح برنامه‌ريزي‌هاي مدون مشاركت جدي نمايند.

او با بيان اينكه تقويت هويت بايد از سنين پايين اتفاق بيفتد تصريح كرد: به طور قطع افرادي كه به سنين 20 يا 30 سال رسيده‌اند، هويتشان شكل گرفته بطوريكه بندرت مي‌توان آن را تغيير داد به همين دليل لازم است كه براي تقويت هويت در تمام حوزه‌ها از سنين كودكي و خردسالي شروع كنيم.

اين منتقد ادبي خاطرنشان كرد: هويت يك شهر بايد آنقدر قدرتمند و ريشه‌دار باشد كه اگر عوامل گوناگوني مثل مهاجرت در آن صورت پذيرد نه تنها مهاجران آن را تحت تاثير خود قرار ندهند، بلكه آنها تحت تاثير هويت موجود در آن شهر قرار بگيرند و از فرهنگ شكل گرفته در آنجا درس بياموزند.

وي با اشاره به تاثير مخرب تكنولوژي بر هويت بومي  شهرهاي ايران نيز خاطرنشان كرد: ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه توسعه تكنولوژي در آن روز به روز در حال گسترش و پيشرفت است، اما برخلاف اينكه كشورهاي ديگر در اين زمينه نسبت به كشور ما برتر و جايگاه بالاتري دارند، ولي اين مسئله به هيچ عنوان تاثير مخربي بر هويت بومي‌شان نگذاشته است؛ در حالي‌كه متاسفانه در ايران يكي از عوامل عمده تخريب هويت همين توسعه تكنولوژي است.

اصلانپور تاكيد كرد: در حال حاضر بيشتر شهرهاي ما در مسير توسعه، هويتشان را از دست داده‌اند. به طوري كه اگر بخواهيم چند تا كوچه از چند شهر را با يكديگر مقايسه كنيم، از نظر بومي هيچ تفاوتي بين آنها نيست. چرا كه چون اكثر آنها به صورت يك نوع معماري مدرن ساخته و شكل گرفته‌اند.

 مشاور امور زنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يادآوري كرد: به عنوان نمونه  شهر يزد بادگيرهاي بسيار معروف و شاخصي دارد كه به مراتب موجب جذب گردشگران داخلي  و خارجي مي‌گردد و نيز يكي از علل عمده شناخته شدن اين شهر به حساب مي‌آيد. بنابراين اگر بخواهد در مسير توسعه نابود و تخريب شود، هيچ تفاوتي با ديگر شهرها نخواهد داشت و جاذبه خود را از دست خواهد داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:33  توسط   | 

مشاركت مردم باعث كاهش هزينه‌هاي شهرداري مي‌گردد

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ شهردار منطقه يك مشهد گفت: اگر مشاركت مردم در امورات شهرداري لحاظ شود هزينه‌هاي شهري اين سازمان به طور قابل توجهي كاهش پيدا مي‌كند.

خليل راحتي در گفت‌وگو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: ما در حوزه شهر و شهرداري اگر قرار است فعاليت و ترتيب اثري صورت بدهيم، ابتدا بايستي در تمام پروژه‌ها، مخاطب و مشاركت جدي او را نيز به همراه داشته باشيم؛ چرا كه در غير اين صورت هيچ كدام از فعاليت‌هاي صورت گرفته نمي‌تواند اثر بخشي مثبتي داشته باشد.

وي ادامه داد: با توجه به اين كه شهرداري در حال حاضر هزينه‌هاي سنگيني را بابت ساخت و ساز، ترميم خيابان‌هاي سطح شهر، جمع‌آوري زباله، انضباط ترافيكي و... مي‌پردازد، لذا روشن است اگر مشاركت شهروندان را در اين زمينه‌ها با خود نداشته باشد هيچكدام از اين هزينه‌ها نمي‌تواند پاسخگوي حل مشكلات و ارائه خدمات‌رساني مطلوب گردد.

وي يادآور شد: ما اگر هم‌اكنون بابت كاشت يك عدد درخت صد هزار تومان هزينه صرف مي‌كنيم براي حدود سي سال نگهداري آن بالغ بر 10 هزار تومان هزينه نيازمند هستيم، و اين نشان مي‌دهد هزينه‌هاي نگهداري كه لازمه همكاري و مشاركت جدي مردم است در مقايسه با پرداخت هزينه‌هاي احداث اصلا قابل قياس نيست.

راحتي تصريح كرد: به طور قطع يكي از عرصه‌هاي مشاركت اجتماعي، مشاركت شهروندي است و تشويق مردم در مشاركت امور شهري از جمله راه‌هاي بهبود زندگي شهروندان به حساب مي‌آيد.

وي از جمله مهارت‌هاي مورد نياز جهت مديريت مشاركتي را راه‌اندازي معتمدين محلات برشمرد و خاطرنشان كرد: به طور قطع اگر معتمدين محلات در هر محله‌اي از سطح شهر ايجاد شوند، بستر مناسبي براي مشاركت مردم در تمام تصميم‌گيري‌هاي شهري فراهم خواهد شد، بطوري كه از اين طريق مي‌توان يك نوع ارتباط دوسويه و خوبي نيز با مردم برقراركرد كه خود نقش مهمي در توسعه فرهنگ مشاركت و حل مشكلات شهري دارد.

شهردار منطقه يك در ادامه افزود: بدون شك مهمترين ابزار جهت مديريت شهري موفق، بهره‌گيري از مشاركت شهروندان است كه اين مهم از طريق ارزش‌گذاري برديدگاه‌هاي مردم در موضوعات مختلف شهري كه تعلق اجتماعي و اعتماد را در پي دارد بوجود آمده و با مشاركت همه گروه‌هاي شهري كه به عنوان راهبردي جهت تغييرات شهري است مي‌تواند تاثيرگذار باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:30  توسط   | 

پيشرفت كشور نيازمند مشاركت مردم در تمام عرصه‌ها است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ نماينده مجلس و رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: توسعه و پيشرفت كشور نيازمند مشاركت مردم در تمام عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ديني است.

دكتر علي عباسپور در گفت‌و‌‌گو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: مشاركت در واقع باز‌كردن ميدان تصميم‌گيري، تصميم‌سازي و دخالت مردم در تمام عرصه‌هاي جامعه است، كه قاعدتا مسئوليت‌پذيري آحاد جامعه را امكان‌پذير مي‌كند و زمينه تحرك، پويايي و توسعه و ارتقاي كشور را فراهم مي‌سازد.

وي تصريح كرد: مشاركت اجتماعي در نظام جمهوري اسلامي ما ركني اساسي، براي اداره امور كشور مبتني بر بينش اسلامي و با هدف تداوم انقلاب اسلامي و توسعه همه‌جانبه، تعالي و شكوفايي استعدادهاي انساني و ارتقا اعتماد عمومي مي‌باشد.

 او با اشاره به عوامل موثر جهت رشد ميزان مشاركت مردم در جامعه افزود: براي اينكه زمينه مشاركت مردم را فراهم كنيم بايد ابتدا مسير حركت و حضور آنان را در تمام عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و...ايجاد نماييم و همانطور كه امام راحل(ره) فرمودند دركليه اموريكه در حقيقت مردم علاقمند به آن هستند و مي‌توانند وارد شوند به جز امور ضروري و خاص اجازه فعاليت بدهيد.

عباسپور خاطرنشانكرد: بدون شك توسعه ملي، بيش از هر چيزي به مشاركت فعال و وفاق اجتماعي موثر افراد جامعه بويژه جوانان نيازمند است، بنابراين براي توسعه و نهادينه كردن فرهنگ مشاركت بايد به اين مسئله به طور كامل توجه كنيم و هر چه بيشتر سعي كنيم ريشه‌هاي علم و تحقيقات را گسترش و تحكيم بخشيم.


+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:28  توسط   | 

مشاركت گسترده با شهرداري منافع شهروندي را به دنبال دارد

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ شهردار منطقه هشت مشهد گفت: مشاركت گسترده و همه‌جانبه با شهرداري باعث مديريت هزينه بهينه مي‌گردد و منافع شهروندي را به دنبال دارد.

عليرضا بزرگوار در گفت‌و‌گو با سايت شهر بهشت با بيان اين مطلب افزود: رشد و تعالي مديريت شهري در جهت ارتقاء رفاه عمومي و خدمات‌رساني مناسب و مطلوب با مشاركت همه‌جانبه شهروندان تحقق مي‌يابد.

وي تصريح كرد: به طور حتم اگر يك همدلي و همراهي خوب و موثري بين شهرداري و مردم اتفاق بيفتد، بطوري كه هر دو به يك هدف واحد و يكساني دست يابند قطعا توان حركت و توسعه در امور شهر هم رقم دوچنداني خواهد يافت.‌

 بزرگوار همچنين يادآورشد: به طور مثال شهرداري اين منطقه كه سالانه رقمي بالغ بر 50 ميليارد تومان را صرف خدمات شهري مي‌كند مي‌تواند در صورت بهره‌مندي از مشاركت مردم و شهروندان اين مقدار هزينه را كاهش داده و در عوض آن را صرف خدمات و امكاناتي جهت آسايش و رفاه خود آنان نمايد.

وي ادامه داد: قطعا اگر هر شهروند براي اداره محيط زندگي و شهرش يك راه‌حل ارائه دهد، آنگاه بايد انتظار اين را داشت كه چهره شهرعوض شود، بنابراين بايد يقين بداريم كه براي مديريت شهري موفق راهي جز تن دادن به مدار مشاركت وجود ندارد.

شهردار منطقه هشت مشهد افزود: خوشبختانه شهرداري دردوره جديد خود در بعد فرهنگي اقدامات موثر و درخوري را در باب فرهنگ مشاركت انجام داده و توانسته با سياست ناحيه محوري فاصله مردم را با شهرداري كاهش دهد، بطوري كه اكنون اكثر مناطق شهرداري يويژه نواحي اين شهرداري توانسته‌اند با راه‌اندازي معتمدين محلات ارتباط متقابل و سازنده‌اي را با مردم برقرار سازند.    

وي مشاركت مردم را در مقايسه با امكانات مشاركتي موجود ناكافي دانست و خاطرنشان ساخت: ما اكنون نمايشگاه‌ها، خانه‌هاي فرهنگ محله و فرهنگسراهاي متعدد و خوبي را ايجاد كرده‌ايم اما هنوزبه اين ميزان نتوانسته‌ايم ارتباط‌‌گيري خوب و موثري را با مردم برقرار كنيم ‌.     

بزرگوار در ادامه گفت: ‌در‌حال حاضر مسئله مشاركت در كشور ما آن چنان كه انتظار مي‌رود به صورت عملي نهادينه نشده است و هنوز، هم مردم و هم مسئولان به يك نقطه تعامل يكساني در اين زمينه دست نيافتند، لذا به نظر من لازم است ساختار مشخصي كه بتواند در اين زمينه هدايت‌گر باشد را ا‌يجاد و مكانيزم‌هاي معيني براي تنوع تيپ‌هاي مختلف بكار گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:26  توسط   | 

مشاركت دادن مردم در امور واقعي شهر امري ضروري است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ نماينده مردم مشهد در مجلس شوراي اسلامي گفت: مشاركت دادن مردم در امورواقعي شهر براي تحقق توسعه پايدار و چشمگير امري ضروري به حساب مي‌آيد.

جواد كريمي قدوسي در گفت‌و‌گو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب ‌افزود: بدون شك مشاركت دادن شهروندان در امورمختلف شهرنتايج مثبتي را به دنبال دارد و به سرعت بخشيدن، پيشرفت و توسعه امور كمك شايان توجه‌اي مي كند و رسيدن به اهداف رانيز آسانتر مي‌سازد.

وي ادامه داد: قاعدتا مردم تا زماني كه نقشي معنادار و ويژه‌ در مسائل شهري پيدا نكنند حضورشان در عرصه مشاركت معنا و مفهومي ندارد كه براي تحقق اين امر هم لازم است تمام مسئولين از جمله شهرداري‌، شوراي شهر و ساير دستگاه‌هاي ذيربط با در اختيار گذاشتن اموري كه مردم توانايي انجام آن را دارند اين امور را با برنامه‌ريزي به آنان بسپارند.

وي اظهار داشت: برخي از امور است كه مردم بايد به طور جدي در آن نقش و مشاركت داشته باشند مثل نظافت ، فرهنگ ، رفتارعمومي و... اما اموري هم است كه اقدامات عملي‌تر و جدي‌تري را مي‌طلبد كه اين امور بايستي به آن دسته از مردمي واگذار شود كه داراي جمع‌ها، تشكل‌ها و ساختارهاي منظم اجتماعي هستند چرا كه در اين صورت آن برنامه و هدف نتيجه بهتر و موثرتري خواهد داشت.  

كريمي تصريح كرد: در حال حاضر موضوع قابل توجهي كه در زمينه مشاركت با آن روبرو هستيم و در شرايط اقتصادي فعلي كشور بايد به آن پرداخته شود بحث مشاركت دادن مردم در ساختن دوباره شهر است كه اين مسئله هم مطمئنا نيازمند نقدينگي زيادي است و نمي‌توان منتظر بود براي روزي كه ثروت ملي فراواني را بدست آوريم   بنابراين در اين زمينه بايستي با مشاركت دادن مردم و با حداقل نقدينگي كه دارند، ساخت دوباره شهر را آغاز كنيم و بر اين روند سرعت بيشتري بخشيم.

وي با اشاره به مهارت‌هاي مورد نياز جهت مديريت مشاركتي تاكيد كرد: مديريت مردمي مهمترين مهارت يك مدير در امور شهر شمرده مي‌شود، مديراني كه براي امورات مختلف در شهر قبول مسئوليت مي‌كنند بايستي علاوه بر مهارت‌هاي سازماندهي شده، هدايت و توجيه افكار عمومي را نيز در راس كار خود قرار دهند، همانطور كه امام راحل (ره) هركاري را در امور شهر با مشاركت و حضور مردم به سرانجام مي‌رسانيد كه همين مسئله هم سبب تحقق و پيروزي نظام جمهوري اسلامي و مواردي از اين قبيل شد.

اين نماينده مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان ساخت: يافته‌هااگر بر مشاركت ضعيف شهروندان دلالت دارد به دليل اين است كه در برنامه‌ريزي‌هاي شهري جايي براي شهروندان در نظر نگرفته شده است در حالي كه بايستي توجه كرد كه آنان قادر هستند ضوابط را تعيين و نيازهايشان را به عنوان يك شهروند اولويت‌بندي نمايند، بنابراين مي توان گفت كه تحقق مشاركت مستلزم فراهم آوردن پيش نيازهايي است كه مي‌توان به بهره‌گيري بهينه از امكانات، توانمندي‌ها و استعدادهاي موجود شهروندان، وجود مديريت مشاركت جويانه و تحقق اهداف توسعه شهري، ارتقاء سطح امنيت اجتماعي در شهر و... اشاره كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:25  توسط   | 

اعتلاء فرهنگ شهروندي زمينه مشاركت مردم را فراهم مي‌آورد


شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ نماينده مردم مشهد در مجلس شوراي اسلامي گفت: اعتلاء شاخص‌هاي فرهنگ شهروندي زمينه رشد مشاركت مردم را در تمام فعاليت‌ها فراهم مي‌آورد.

سيد جواد آرين‌منش در گفت‌و‌گو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: اساسا در جامعه امروز مشاركت گسترده مردم در تمامي فعاليت‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و...يكي از ملزومات دستيابي به توسعه پايدار به شمار مي‌رود، لذا در اين زمينه هر چقدر نهادهاي متولي شاخصه‌هاي فرهنگ شهروندي را گسترش بخشد، زمينه‌هاي مشاركت مردم در فعاليت‌هاي مختلف و دستيابي به رشد پايدار فراهم مي‌گردد.

وي با بيان اينكه بين گسترش فرهنگ مشاركت و حل مشكلات اجتماعي و كاهش معضلات شهري رابطه مستقيمي وجود دارد ادامه داد: بديهي است كه در يك كلان‌شهري مثل مشهد با دو و نيم ميليون نفر جمعيت كه بالغ بر 700 هزار نفر آن‌ حاشيه‌نشين هستند و سالانه پذيراي بيش از 20 ميليون نفر زائر و مسافر است اداره و حل مشكلات شهري بدون همياري و مشاركت مردم غير ممكن است.

وي اظهار داشت: مشاركت به مفهوم شريك دادن و سهيم شدن در كارهايي است كه به صورت آگاهانه و داوطبانه صورت مي‌گيرد و عوامل موثر بر ميزان مشاركت مردم به اموري چون آزادي، وجود انگيزه، مسئوليت‌پذيري، اعتماد، اطمينان و... بستگي دارد.

نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي مديريت مشاركتي را سومين انقلاب در مديريت عنوان كرد و افزود: بدون شك تحقق اهداف و ايجاد تحول در امور شهر با مديريت مشاركتي امكان‌پذير است، چرا كه در مديريت مشاركتي به فرآيند سهيم شدن افراد در كارها توجه مي‌شود و در واقع تبلور تلاش جمعي براي دستيابي به موفقيت است.

وي تاكيد كرد: مهارت‌هاي مورد نياز جهت مديريت مشاركتي را بايد در آگاهي مديران ارشد به اهميت و كارآمدي اين شيوه، انجام فرهنگ‌سازي لازم، بيان زيبائيها و فوائد مديريت مشاركتي، ثبات در مديريت‌ها و توجه به آموزش جستجو كرد.

آرين منش خاطرنشان ساخت: نهادينه ساختن فرهنگ مشاركت مستلزم آموزش‌هاي عمومي مسئولين و شهروندان، تبيين نتايج آثار مشاركت در امور شهروندي، انجام پژوهش‌هاي لازم و آسيب‌شناسي در اين زمينه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:23  توسط   | 

هويتي كه بر مبناي باطن استوار شود پايدار است


شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ يك كارشناس مسائل ديني گفت: اگر باطن و شاكله انسان بر مبناي هويت استوار شود هويتي واقعي و پايدار شكل مي‌گيرد.

حجه‌الاسلام سيد مهدي ماندگاري در گفت‌وگو با سايت شهر بهشت با بيان اين مطلب افزود: هويت داراي دو بعد ظاهر و باطن است، اگر ظاهر انسان بر مبناي هويت تنظيم شود هويتي‌ ظاهري و غيرپايدار شكل مي‌گيرد اما اگر باطن انسان بر مبناي آن استوار گردد هويتي واقعي و پايدار بوجود خواهد آمد.

عضو هيئت مديره سازمان فرهنگي و تفريحي شهرداري مشهد معتقد است: براي گسترش هويت بايد تمام جوانب و آثار، بركات هويت واقعي را مد‌نظر قرارداد، چرا كه اگر اين طور نباشد اصولا فرد دچار هويتي ظاهري و غير پايدار مي‌شود، مثلا بايد توجه كرد، هويت واقعي رضوي اين نيست كه فقط در ظاهر زائر امام رضا(ع) شويم بلكه بايد تمام رفتار و منشمان با امام رضا (ع) باشد.

وي در ادامه افزود: هويت به بيان واقعي شاكله شخصيت هر انساني تلقي مي‌شود كه مي‌توان ازچند بعد به آن پرداخت، مثلا اعتقادات هر انسان هويت ديني او به حساب مي‌آيد، نژاد هر انسان در برگيرنده هويت ملي و خون او نيز نشان‌‌دهنده هويت شخصي او مي‌‌باشد.

ماندگاري تصريح كرد: قاعدتا انسان اگر افكار، احساس، رفتار و منشش براساس آموزه‌هاي ديني باشد هويت ديني كاملي خواهد داشت، چرا كه اگر شخصي بينش ديني داشته باشد، نگرش ديني هم خواهد داشت، گرايش، روش و منش ديني هم خواهد داشت.

او با اشاره به نقش هويت ساز بارگاه مطهر رضوي(ع) نه تنها در مشهد بلكه در كل كشور نيز تاكيد كرد: حرم مطهر امام رضا(ع) عامل مهمي در جهت هويت‌سازي جامعه به حساب مي‌آيد، به طوري كه در حال حاضر ايرانيان را به نام شيعه رضوي و خراسان و مشهدي‌ها را به عنوان منتصبين امام رضا (ع) مي‌شناسند، لذا اين شيعه امام رضا(ع) بودن بدون پيروي از ايشان كه مربوط است به همان هويت ديني ما هيج ارزشي ندارد.




+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:22  توسط   | 

مشاركت شهروندان توان شهرداري را افزايش مي‌دهد

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ شهردار منطقه شش مشهد گفت: مشاركت و تعامل شهروندان در امور شهري توان شهرداري را در جهت خدمت رساني مطلوب افزايش مي‌دهد.

ابراهيم پريساي در گفت‌وگو با سايت شهر بهشت با بيان اين مطلب افزود: مشاركت اجتماعي و مسئوليت پذيري در واقع يك حق شهروندي است كه موجب مي‌شود هم مردم بتوانند به توانمندي‌هاي خود پي‌ببرند و هم مسئولين به اهدافي كه در جهت پيشبرد كارهاي خود لحاظ كرده‌اند دست يابند.       

وي ادامه داد: با توجه به اينكه شهرداري‌ها سازمان‌هاي محلي هستند كه با گسترش حق و حقوق شهروندان و بدون كمك‌گيري از دولت نسبت به هزينه‌ها و برنامه‌هاي خويش اقدام مي‌كنند بنابراين مشاركت شهروندان براي اين سازمان مي‌تواند خيلي موثر و كارساز باشد.

 وي بيان داشت: ايجاد تعامل و مشاركت در برنامه‌ريزي شهري مخصوصا شهرداري باعث خواهد شد كه مسئولان و مديران شهري بتوانند به اهداف برنامه‌هاي دراز مدت و كوتاه مدت خود و در نتيجه توسعه پايدار برسند.  

پريساي افزود: قطعاً مشارکت شهروندان در اداره امور شهر نتايجمثبتی را به دنبال دارد که از آن جمله می‌توان به کاهش محدوديتها و مشکلات مديريت شهری به خصوص شهرداری‌ها که با کمبودنيروی متخصص و منابع مالی مواجه می‌باشند باشد چرا که جلب مشارکت مردمباعث رفع بخشی از نيازهاي مديريت شهری به منابع انسانی و مالی می‌شود.

او تصريح كرد: با استفاده از مشارکتشهروندان اين امکان فراهم مي‌شود که با صرف انرژی، هزينه و امکانات کمتراقدامات بسياری را در شهر انجام دهيم. از طرفي مشارکت شهروندان در اداره شهر باعثافزايش همکاری‌های اجتماعی و نيز افزايش حس تعلق آنان به شهر می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 11:16  توسط   | 

احياي هيات‌هاي مذهبي عامل مهم گسترش فرهنگ مشاركت است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ محقق و پژوهشگر ديني گفت: گسترش و احياي هيات‌هاي مذهبي عامل مهم گسترش فرهنگ مشاركت است. 

حجت السلام سيد حميد خادميان در گفت و گو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: امروزه طبق بررسي‌هاي بعمل آمده بزرگترين گروه‌هاي اجتماعي و NGO‌ها هيات‌هاي مذهبي هستند كه باعث تقويت مشاركت شهروندان و اتحاد ملي مي‌گردند كه بايستي براي رشد و برگزاري هرچه بهتر آن تلاش كنيم.

وي تصريح كرد: بدون شك همواره تاريخ و آموزه‌هاي ديني ما بر مشاركت و همبستگي مردم بر سرنوشت خويش تاكيد داشته و دارد و در واقع اين مفهوم به طور عميقي با روح و بطن دين و مذهب ما نه تنها بيگانه نيست بلكه سازگار و قرين است.

او با اشاره به اهميت مشاركت مردم در طول تاريخ اسلام نيز افزود: اتحاد و مشاركت از زمان پيامبر اعظم(ص) و ائمه ما در تعاليم ديني جايگاه ويژه‌اي داشته و آنان همواره تاكيد بر مشاركت ميان مسلمانان و دستور بر وحدت داشته‌اند و بايد اذعان كرد يكي از موارد رمزهاي موفقيت اسلام مشاركت و همبستگي مردم بوده است.

وي تاكيد كرد: در قرن‌هاي گذشته هر زمان مسلمانان با هم مشاركت داشتند دشمنان نتوانستند به توطئه‌هاي شوم خود عليه اسلام و مسلمين دست يابند ولي در هر مقطع كه شاهد شكست مسلمين در عرصه‌هاي مختلف بوديم تفرقه و عدم مشاركت مهمترين علت آن بوده است.

اين كارشناس مسائل ديني ادامه مي‌دهد: بدون شك اهل بيت و نبوت ما در طول تاريخ از نبود مشاركت مردم دچار غربت شده‌اند و اين مسئله آنقدر حائز اهميت است كه در زيارت عاشورا اولين ، دومين و سومين لعن ذكر شده خطاب به مردم است كه تاكيد بر اين دارد مردم بايد بيايند و مشاركت كنند چرا كه در غير اين صورت مورد لعن اهل بيت قرار مي‌گيرند و عاقبتي سخت مشابه مردمان زمان طاقوت در انتظارشان است.

حجت السلام خادميان در ادامه با بيان اينكه انقلاب اسلامي ما هم ريشه در مشاركت گسترده مردم دارد ادامه مي‌دهد: تاريخ انقلاب اسلامي نتايج مثبت مشاركت مردم را در صحنه‌هاي مختلف نشان داده و اين امر در مواضع ما در خارج از كشور تاثيرگذار بوده است بطوري كه هميشه در نوك حمله دشمنان بحث وحدت و مشاركت مردم قرار داشته است .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:57  توسط   | 

مشاركت باعث اعتماد شهروندان به مسئولان شهري مي‌شود

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ شهردار منطقه هفت مشهد گفت: مشاركت باعث افزايش اعتماد شهروندان به نحوه عملكرد مسئولان شهري مي‌شود.

مسعود اياز د‌رگفت‌‌و‌گو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: مداخله شهروندان در امورشهر باعث آشنايي آنان با مسائل شهر شده و اين خود منجر به تصحيح نظر و تصور آنان نسبت به مديريت شهري و افزايش حس اعتماد به آنان مي‌گردد و متقابلا مديران شهري نيز با ايجاد رابطه مستقيم با مردم اين حس را تقويت مي‌‌كنند. 

وي ادامه داد: به طور حتم اگرشهرداري نتواند مشاركت مردم را در امور شهري تقويت و توسعه بخشد مردم هم نگرش منفي نسبت به عملكردهاي آنان پيدا مي‌كنند كه عدم اطلاع رساني، عدم آشنايي شهروندان با وظايف شهروندي، عملكردهاي ناصحيح و ناهمامنگ شهرداري و... از جمله دلايل بروز اين مشكل يه حساب مي‌آيد.          

 وي تصريح كرد: قاعدتا بهره‌مندي از مشاركت فعال شهروندان باعث صرف انرژي، زمان و هزينه كمتر و انجام كارهاي بيش‌تر در امور شهري مي‌گردد و باطبع رسيدن به اهداف توسعه شهري را فراهم مي‌سازد. 

شهردار منطقه هفت خاطرنشان كرد: موثرترين روش در برخورد با مسائل شهري زماني حاصل مي‌شود كه ابتدا خود سازمان‌ها با يكديگر مشاركت داشته باشند و با ارائه برنامه‌ها و راهبردهاي مشخص منشا مهمي در ايجاد مشاركت‌هاي شهروندان و توسعه آگاهي و آموزش مردم در مسائل مختلف تلقي شوند، اما به طور كلي جهت دستيابي به توسعه پايدار شهري بايستي موضوع مشاركت در سطح وسيعي از جامعه شهري عملي شود.

اياز در پايان مشاركت را نشاط آور و نويد بخش دانست و گفت: در همكاري و مشاركت قابليت‌هاي نهفته فراواني براي اداره شهر وجود دارد كه درايجاد نوآوري و شكوفايي تاثير بسياري مي‌گذارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:56  توسط   | 

بازنمايي جايگاه حرم رضوي (ع) در مقياس بين‌المللي، ملي و محلي

1387 يکشنبه 27 بهمن     بازگشت

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ حرم مطهر رضوي (ع) به منزله قطب هويت‌ساز مشهد كه روزانه پذيراي تعداد بي‌‌شماري زائر و مجاور است، قاعدتا به گسترش، حفظ و تحكيم بافت‌هاي تقويت كننده هويتي و ساماندهي سيماي شهري مطلوب نيازمند است، از اين رو شهرداري‌ها در اين زمينه نقش برجسته‌اي ايفا مي‌كنند كه باز وظيفه سنگين‌تر آن متوجه آن سازمان متولي است كه وظيفه خدمات‌رساني درآن محدوده شهري را برعهده دارد، به همين بهانه امروز به سراغ مهندس برزويي شهردار منطقه ثامن رفتيم تا به‌رغم مسئوليت بالايي كه در اين زمينه عهده‌دار است گفت‌‌‌وگويي را با ايشان پيرامون بحث هويت‌ شهري و مجموعه فعاليت‌هايي كه در اين خصوص صورت داده‌اند داشته باشيم آنچه در ادامه مي‌آيد گفتگوي سايت شهر به نقل از شهردار منطقه ثامن مي‌باشد.

به عنوان نخستين سوال ديدگاهتان را از تعريف آنچه هويت يك شهر را شكل مي‌دهد بيان كنيد؟ هويت برآيندي است از عوامل طبيعي، اجتماعي و فرهنگي كه در طول تاريخ با بر هم كنش اين عوامل كالبد شهر شكل گرفته است و به عقيده من آن چه هويت يك شهر را شكل مي‌دهد برگرفته از همين عوامل است.    

به نظر شما معماري و شكل ظاهري يك شهر تا چه حد نشان دهنده هويت آن شهر است ؟ هنر به خصوص معماري پايه‌اي است تا تعاملات ذاتي، خواسته‌ها، انديشه‌ها و آرمان‌هاي آن جامعه را به نمايش گذارد و به همين ميزان از اين تعاملات اثر پذيرد، با نگاهي ريزبينانه‌تر از ميان تمامي گرايش‌هاي هنري معماري جلوه آشكارتر و نمود بارزتري از هويت افراد يك جامعه را دارد و رابطه عملكردي كه ميان معماري و مردم است در ميان هيچ يك از هنرهاي ديگر وجود ندارد.

وجود بارگاه مطهر امام رضا (ع) در هويت‌سازي مشهد چه تاثيري دارد؟ مبدا پيدايش مشهد حرم مطهر امام رضا(ع) است، اين مسئله علاوه بر نام شهر در هندسه و تار‌پود آن نمودي آشكار و بارز دارد بطوري كه مشهد قوام و دوام خود را از اين مهم كسب نموده است، اين ويژگي منحصر به فرد باعث ايجاد هويتي متعالي در سطح ملي و فرا‌ملي شده است بدون شك جايگاه خاص مشهد به عنوان يكي از قطب‌هاي فرهنگي جهان اسلام، التزام برجسته ساختن مجموعه حرم مطهر را با شدت و تاثير بيش‌تري مي‌نماياند.

براي بهبود بافت‌هاي هويت‌ساز پيرامون حرم رضوي (ع) چه اقداماتي را تاكنون انجام داده‌ايد؟ طرح نوسازي و بازسازي بافت فرسوده اطراف حرم رضوي (ع) بدون‌شك اثرگذارترين و ارزشمندترين فعاليتي است كه در برنامه‌ كاري شهرداري مشهد قرار دارد، هدف اصلي طرح تعديل فشار و كنترل تراكم فزاينده در بافت پيرامون حرم است و در اين راستا طرحي جامع و عقلايي به منظور ساخت و سازها‌‌يي كالبدهايي آراسته و ساماندهي سيماي مطلوب و جذاب به ويژه ايجاد فضايي معاصر براي انجام مراسم زيارت است كه در عين حال بازتاب يادمان‌هاي ذهني و تاريخي مسافران و زائران و همچنين شايسته شان و منزلت بارگاه امام هشتم (ع) باشد، اين طرح مبتني بر شناخت دقيق مسائل و موضوعات اقتصادي- اجتماعي- كالبدي حاكم بر شهر و بافت پيرامون حرم است و در سه مقياس بين المللي و ملي و محلي حرم مطهر را بازنمايي مي‌كند كه عبارتند از در مقياس بين‌الملي مشهد را به عنوان قطب فرهنگي- تبليغاتي جهان اسلام ارائه مي‌كند، در مقياس ملي مشهد را به عنوان كانون فرهنگي- مذهبي كشور ارائه مي‌كند، در مقياس محلي نقش مركزي حرم مطهر را تقويت كرده و روابط ميان زائران و ساكنان را تنظيم مي‌نمايد.

شما اين مسئله را قبول داريد كه تكنولوژي يكي از عوامل مخرب هويت شهري است ؟ در دنياي مترقي امروز كه آثار پيشرفت و توسعه آن از تمامي زواياي زندگي بشر پيدا است، ناديده گرفتن تكنولوژي در صنعت ساخت و ساز با هدف پاسداري از سنت‌هاي معماري، امري ناپسنديده است از اين رو مي‌بايست مداخله تكنولوژي در حوزه معماري و شهرسازي را به صورتي كنترل شده و در اختيار مفاهيم معماري و نه صرفا در اختيار روش‌ها و تكنيك‌هاي اجرايي- عملكردي مجاز دانست، به نظر من استفاده از تكنولوژي در راستاي همسان‌سازي روش و تكنيك‌‌هاي اجرايي معماري و همچنين تامين و برآورده‌سازي ارزش‌ها و تمايلات فرهنگي تنها روش بهره‌برداري منطقي از تكنولوژي در غنا بخشيدن به هويت شهري مي‌باشد، اين امر از اهداف مهم و عمومي طرح نوسازي و سبازسازي بافت فرسوده حرم مطهر امام رضا (ع) مي‌باشد.

اكنون با توجه به شرايط فعلي براي توسعه هويت اين شهر چه بايد كرد؟ تلاش در جهت ايجاد زيرساخت‌هاي فرهنگي و كمك به رشد و ارتقاي درك عمومي جامعه و همچنين تقويت عوامل سه گانه هويت شهري ساده ترين راهكار جهت توسعه و تقويت هويت شهري است.




+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:52  توسط   | 

ايجاد سرمايه اجتماعي لازمه تحقق مشاركت مردمي است


شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ به طور حتم رويكرد مشاركت براي مقابله با مسائل و معضلات شهري و شكل‌گيري انديشه مشاركت در ابعاد زندگي امروز يگانه راهبردي است كه بيش از پيش بايد مورد دقت و توجه قرارگيرد و قاعدتا مسئولان و مديران شهري نقشي مهم و تايين كننده‌اي در اين زمينه ايفا مي‌كنند، در حال حاضر اگر يافته‌ها بر مشاركت ضعيف شهروندان دلالت دارد شايد به دليل اين است كه در برنامه‌ريزي شهري جايي براي شهروند در نظرنگرفته شده است، آن چه در بالا آمده است بخشي ازصحبت‌هاي   محمد سهيلي عضوهيات مديره سازمان فرهنگي و تفريحي شهرداري است كه براي بررسي مشاركت و ميزان تاثيرگذاري آن در امور شهر به سراغش رفته‌ايم، آنچه در ادامه مي‌خوانيد ماحصل گفت‌و‌گوي ما با سهيلي است:

نظرتان در مورد مفهوم كلي مشاركت و مباني نظري چيست؟

مشاركت در واقع نوعي رفتاراجتماعي، مبتني بر اعتقاد و منافع شخصي يا گروهي است كه درتمام زمينه‌هاي زندگي اعم از سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي وجود دارد، به بياني ديگرواژه مشاركت به معناي شركت در تصميم‌گيري، تصميم‌سازي و نظارت اجتماعي است كه از اين منظر شامل تمام تصميم‌گيري‌هايي است كه مستقيم يا غير مستقيم منجر به تصميم‌گيري در امورمربوط به جامعه انساني خواهد شد. 

عوامل موثر برگسترش ميزان مشاركت مردم را چه مي‌دانيد؟

به طور كلي مشاركت را مي‌توان ازدو مقوله جداي فرهنگي و اجتماعي مورد توجه و بررسي قرار داد‌، از زاويه اجتماعي مشاركت يكي از مفاهيم عمده‌اي است كه در مفهوم سرمايه اجتماعي نقشي مهم‌ ايفا مي‌كند و از جنبه فرهنگي نيزاين مسئله قابل توجه است چرا كه تاثير بسزايي در ارتقاء امور مختلف زندگي و شهري دارد.

سرمايه اجتماعي چه تاثيري بر مشاركت مي‌گذارد؟

قاعدتا مجموعه‌هايي مثل شوراي شهر، شهرداري و ساير دستگاه‌هاي شهري كه جانشينان مردم در امور شهري هستند اين جانشيني را بايد با همكاري خود مردم صورت دهند و سازه كار اصلي، كه مي تواند مردم را در فعاليت‌هاي اجتماعي به صورت منسجم و سازمان يافته هدايت كند ايجاد سرمايه اجتماعي است، دربحث سرمايه اجتماعي هدف كلي در واقع توانمند ساختن و فعليت بخشيدن به توان مردم در قالب تشكل‌ها و شبكه‌ فعاليت‌هاي اجتماعي است، به طوري كه از طريق آن علاوه بر اينكه زمينه‌اي فراهم مي‌شود كه تك تك مردم به احساس همكاري و مشاركت برسند، بستري هم ايجاد خواهد شد كه اين مشاركت جنبه بالفعل داشته باشد.

براي دست يافتن به سرمايه اجتماعي مطلوب چه راهكاري را ارائه مي‌دهيد؟

به نظر من در اين خصوص بايد ابتدا تشكل‌هاي مردمي را تقويت كنيم بطوري كه احساس كنند بخشي از كار به آنان محول شده است و بعد جايگاه مردم را در بين اين فعاليت‌ها تعريف كنيم و بين آن ها اعتماد‌سازي نماييم تا از اين طريق ارتباط و هم افزايي خوبي بين آن‌ها ايجاد شود و سپس شبكه‌اي متشكل از تشكل‌ها و نيروهاي مردمي را در راستاي فعاليت‌هاي سازمان‌ها قرار دهيم تا در اين صورت يك رقابتي ايجاد شود بين فعاليت‌هايي كه توسط تشكل‌ها صورت مي‌گيرد و فعاليت‌هايي كه در راس سازمان‌ها و نهادهاي شهري به انجام مي‌رسد.

 شهرداري به عنوان يك نهاد مردمي چه نقشي در قبال مشاركت شهروندان دارد؟

در گذشته رويكرد ما نسبت به شهرداري تنها يك نهاد عمراني وخدماتي بود اما به تدريج كه وظايف سنگين تري را به عهده گرفت نقش اجتماعي و فرهنگي هم پيدا كرد تا جايي كه اكنون دراين زمينه‌ها جايگاه بيشتري هم يافته است، اما اين اصل هنوز هم ممكن است با باور مردم منافات داشته باشد چرا كه مردم انتظارشان هميشه از شهرداري صرفا يك نهاد خدماتي بوده است لذا به نظر من شهرداري زماني مي‌تواند اصالت خودش را در اين زمينه به درستي نشان دهد كه هم خودش و هم مردم يك نقشي فراتر از خدماتي و عمراني برايش قائل شوند.

تاثيرگذاري فرهنگي شهرداري دربحث مشاركت مردم تاكنون چگونه بوده است؟ با توجه به اين كه تعامل شهرداري با مردم و تاثيرگذاري فرهنگي در بستر مشاركت مردمي صورت مي‌گيرد، مي‌توان به جرات گفت شهرداري از نظر كيفيت و تنوع فعاليت‌ها در سطح خوبي عمل كرده است اما متاسفانه به دليل كمبود منابع و محدود بودن حجم فعاليت‌ها نتوانسته اين تاثيرگذاري را در محدوده وسيعي به انجام برساند، بطوري كه درحال حاضر فراگيرترين برنامه‌هايي كه دربحث فعاليت‌هاي فرهنگي داشته‌ايم توانسته تنها 10 درصد از شهروندان را تحت پوشش قرار دهد، در صورتي كه ما نيازمنديم عموم مردم تحت پوشش برنامه‌هاي فرهنگي قرار گيرند و حداقل 20 درصد از مردم هم بصورت فعال در اين خصوص مشاركت داشته باشند.

در خصوص مهارت‌هاي مورد نياز جهت مديريت مشاركتي چه نظري داريد ؟

الان مردم در اداره شهر مشاركت واقعي ندارند، سپردن مديريت امور شهر به مردم و جلب مشاركت آنان در مديريت واحد شهري پيشنهاد من است، از طرفي در اين زمينه اولين شرط لازم هم نگرش مديران است يعني اعتماد مديران به اين كه موفقيت آنان در ماموريت محول شده، مستلزم مشاركت شهروندان است،هم چنين شناخت توانمندي‌هاي شهروندان در فعاليت‌هاي مختلف و نحوه سازماندهي و انسجام بخشي به اين توانمندي‌ها و برخورداري از درك مناسب در خصوص ماهيت فعاليت‌هاي مديريتي از جمله عوامل موثر جهت تحقق مديريت مشاركتي است.

و كلام آخر؟

بدون ترديد يكي ازعوامل تاثير‌گذار بر تحقق مشاركت اجتماعي رسانه‌ها هستند اما متاسفانه رويكرد هدفمند و پايداري را در اين خصوص در آن‌ها آنطور كه بايسته است مشاهده نمي‌كنيم و درواقع بايد اذعان كرد كه اعتلاي فرهنگ مشاركت برايند سه عامل فعاليت نهادهاي اجتماعي، رسانه ها و مردم و تشكلهاي مردمي است.



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:42  توسط   | 

گام هايي براي يك توسعه اجتماعي فراگير


شهر بهشت – محبوبه غفوري؛

درآمد: به طور كلي يكي از مراكزي كه سهم عمده‌اي در راستاي مشاركت بخشي به شهر بويژه در بحث مشاركت‌هاي فرهنگي و هنري عهده‌دار است اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي است. و به لحاظ اينكه متولي اصلي برگزاري جشنواره‌ها، نمايشگاه‌ها مجامع، انجمن‌ها، مسابقات و... به شمار مي‌آيد قطعا گام‌هاي موثر و مثبتي را مي‌تواند در راستاي توسعه فرهنگ مشاركت بردارد‌. اين موضوع بهانه‌اي شد تا به سراغ مدير كل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مشهد برويم. كاظم دبيري در گفت‌و‌گوي چهره به چهره‌اي كه با او داشتيم از فعاليت‌هاي ارزنده‌اي در باب ترويج فرهنگ مشاركت سخن گفت كه شنيدنش خالي از لطف نيست،

 اين گفت‌و‌گو ثمره‌اي است از يك ساعت همنشيني با ايشان كه در دفتر كارشان صورت گرفت.

 به عنوان نخستين سوال مقدمه اي را از مفهوم مشاركت برايمان بيان كنيد؟

امروزه مبحث مشاركت موضوع تازه و نوعي نيست و تجربه بشري در آن قدمت و پيشينه‌اي بس طولاني دارد‌، از سويي در واقع نظر و عمل به مشاركت در سطح هر جامعه‌اي در عناويني نظير همبستگي، اتحاد، همكاري و همانند آن نهفته است و از دير باز شالوده پيدايش اجتماعي و انسان‌شناختي به شمار مي‌آمده است. اما طي دو دهه گذشته اين بحث در جامعه و تكامل دموكراسي اهميت ويژه‌اي يافته است، بطوري كه اكنون نهادينه‌ كردن و بسترسازي آن در برنامه‌هاي توسعه‌اي كشور ضرورتي اجتناب ناپذير است.

به نظر من مشاركت در واقع هدف و وسيله‌اي جهت بالندگي انساني‌، ارضاء نيازهاي مردمي، توسعه پايدار، ايجاد محيطي اعتماد آور جهت افزايش کارائي، پذيرش تصميم‌های اتخاذ شده و تسريع در اجرايآنها. ايجاد زمينه برای تبديل شدن به سازمانهای تند آموز، روشي براي كاهش واقعي هزينه‌ها، ناكارآمدي‌ها، ايجاد انگيزهدر بين کارکنان از طريق احساس مهم بودن و سهيم ‌بودن درتصميم‌گيري‌ها، افزايش توان رقابتي و مواردي از اين قبيل به شمار مي‌آيد.

 

با توجه به اين كه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي همواره فعاليتهاي گوناگوني را در ارتباط با مردم دارد كه همين مسئله به خودي خود مي‌تواند به اعتلاي فرهنگ مشاركت بينجامد شما چه فعاليت‌هايي تاكنون در اين زمينه داشته‌ايد؟

 ما در طي سال جاري با اجراي جشنواره خوشنويسي، هنرهاي تجسمي، جشنواره علوم قرآني و برگزاري همايش‌هاي مختلف به صورت قابل توجهي از مشاركت موسسات فرهنگي هنري‌، انجمن‌هاي فرهنگي شركت‌هاي سينمايي كانون هنرمندان و... بهره مند شده‌ايم، ضمن اينكه جشنواره علوم قرآني و شعر رضوي هم با مشاركت معاونت فرهنگي و اجتماعي شهرداري برگزار شد.

علاوه بر اين در حال حاضر 2300 مركز فرهنگي و هنري را در قالب انتشارات، مطبوعات، مراكز عرضه محصولات فرهنگي، دكه‌هاي مطبوعاتي، چاپخانه، شركت‌هاي سينمايي، كانون‌هاي آگهي آموزشگاه‌هاي آزاد و تبليغات با مشاركت مردم راه‌اندازي كرده‌ايم و اين آمادگي براي پذيرش علاقمنداني كه شرايط لازم را داشته باشند نيز وجود دارد.

 

آيا برنامه‌اي هم در همين راستا براي آينده پيش‌بيني كرده‌ايد؟

ما سعي داريم با تشكيل 14 اتاق فكر با موضوعات مختلف و متنوع فرهنگي، هنري، قرآني، سينمايي، مساجد، فرهنگ مطالعه و كتابخواني از مشاركت فكري جامعه فرهنگي و هنري طبق برنامه‌ريزي وسياست‌گذاري كه براي سال آينده داريم بهره مند شويم.

 

آقاي دبيري ديدگاهتان را از مديريت مشاركتي بيان كنيد و بعد از كاركردهاي اين شيوه مديريتي برايمان بگوييد؟

مديريتي مشاركتي در واقع عبارت است از عملياتي كه طي آن كاركنان يك سازمان را در روند تصميم‌گيريها دخالت و شركت مي‌دهد تأكيد اين شيوه مديريت بر همكاري و مشاركت داوطلبانه كاركنان استوار است و مي‌خواهد از انديشه‌ها ، نظرات و ابتكارات آنها در حل مشكلات و مسائل سازمان استفاده كند. البته نظام مشاركتي با افزايش رضايت‌مندي، انگيزه كاركنان را نيز بهبود مي‌بخشد از سوي ديگر مشاركت يك فرآيندي است كه طي آن كاركنان يك سازمان به طور داوطلبانه در امور و فعاليتهاي مربوط به خود دخالت كنند بشرطي كه توان و انگيزه مناسب براي دخالت مؤثر را داشته باشند.

 

 به نظر شما نيروي انساني چه جايگاهي را مي‌تواند در مديريت مشاركتي ايفا كند‌؟

قطعا نيروي انساني به لحاظ برخورداري از قدرت انديشه، خلاقيت و نوآوري بزرگترين دارايي هر سازماني به حساب مي‌آيد، چرا كه هرگونه بهبود و پيشرفت در سيستمهاي فني و سازماني توسط نيروي انساني صورت مي‌گيرد. توان فكري و انديشه‌هاي كاركنان در سازمان به عنوان سرمايه نهفته و راكد مي‌باشد هر سازمان و مديريتي بتواند از اين سرمايه‌هاي نهفته بيشترين استفاده و بهره‌وري را ببرد به همان اندازه امكان رشد و توسعه ميسر خواهد شد. نيروي انساني بر خلاف ساير منابع با مصرف كردن، كاهش و يا مستهلك نمي‌شود و هر چقدر از انديشه و فكر بيشتر استفاده نمايد به همان اندازه توانايي‌اش بهبود مي‌يابد افرادي كه در امور و فعاليتهاي سازمان شركت نمايند و از انديشه و فكر پاك استفاده كنند علاوه بر پيشرفت سازمان در تعالي خويش نيز گام برداشته‌اند.

 

موفقيت نظام مديريت بر مبناي مشاركت را در مقايسه با ساير نظام‌هاي مديريتي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

قطعا ميزان موفقيت و بهره‌وري در اين نظام مديريتي در برابر با شيوه‌هاي ديگر مديريتي بيشتر است، چنانچه معجزه اقتصادي ژاپن پس از جنگ جهاني دوم كه پايه‌هاي آن از سال‌هاي دهه پنجاه بنا نهاده شد و روند حرکت آن آهسته ولي حساب شده آغاز گرديد و باعث افزايش بهره‌وري و پيشرفت شگفت‌انگيز ژاپني‌ها گرديد براساس همين شيوه مديريت مشاركتي بود  بهطوري که امروزه اجناس توليدي اين کشور از چنان مرغوبيتي برخوردار شده کهعمق پيروزي ژاپن را نشان مي‌دهد. به طور حتم نظام مديريت بر مبنايمشارکت درست بر‌عکس نظام مديريت غربي به همه اجازه مي دهد پيشنهاد کنند ونه تنها پيشنهاد کارکنان را فضولي تلقي نمي‌کند بلکه به آنها پاداش مي‌دهد .ژاپني‌ها با پيادهکردن اصل مديريت بر مبناي مشارکت ظرف مدت سي سال که از اجراي آن مي‌گذردراه سيصد ساله غرب را طي کردند به طور مثال شرکت جنرال موتورز امريکا يکياز بزرگترين و موفق‌ترين شرکتهاي جهاني مي‌باشد از مديران ژاپني (شرکتتويوتا ) دعوت مي‌کند تا به امريکا بيايند و مشترکأ کارخانه‌اي تأسيس کنندکه به عنوان مثال محصولش يک خودروي سواري کوچک به نام " نوا " است.

جدا از مبحث نظري شما به عنوان يك مسئول در حال حاضر وضعيت سطح مشاركت را در مشهد چگونه مي‌بينيد‌؟

 به جرات مي‌توانم بگويم ضعيف، چرا كه متاسفانه در حال حاضر هنوز فرهنگ و روحيه كار مشاركتي در بين مديران و دست‌اندركاران فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي كم رنگ است و علي رغم اينكه امكانات خوب و مناسبي در اين زمينه وجود دارد و بعضا استفاده بهينه هم از آنها مي‌شود اما از ظرفيتهاي موجود استفاده و بهره‌وري كافي نمي‌شود. 

جنابعالي براي تقويت فرهنگ مشاركت چه راهكاري را پيشنهاد مي‌دهيد؟

به نظر من بايستي تلاش كرد كه مشاركت به دغدغه مشترك بين مردم و مسئولان تبديل شود، علاوه بر اين بستري فراهم گردد كه مردم ديدگا‌ه‌ها و نظرات خود را پيرامون توسعه فعاليتهاي فرهنگي، هنري و... به مسئولين انعكاس دهند تا بالطبع آن رابطه متقابل و تنگاتنگي برقرار گردد، كه بدون ترديد در اين امر هم رسانه‌ها نقشي مهم و غير قابل انكاري ايفا مي‌كنند.




+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:40  توسط   | 

مشاركت در آموزه‌هاي ديني باعث پيدايش انقلاب اسلامي ما گشته است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ مسئول بنياد فقهي مديريت اسلامي قم گفت: مشاركت در آموزه‌هاي ديني باعث پيدايش انقلاب اسلامي و تحكيم اين نظام گشته است.

حجت الاسلام دكتر سيد ‌صمصام‌ الدين قوامي در گفت‌و‌گو با سايت شهر بهشت با بيان اين مطلب افزود: در حال حاضر آنچه باعث بقا 30 ساله انقلاب ما گشته است مشاركت در آموزه‌هاي ديني نظير ايام محرم، عاشورا، انتخابات و ... است كه قاعدتا بايد براي تحكيم اسلام و سرنوشت نظام، بر تقويت و گسترش هرچه بيشتر آن تلاش كنيم.

وي ادامه داد: مشاركت، در دين اسلام به طور عمده از يك نقش محوري و خاصي برخوردار است و اصولا آموزه‌هاي ديني، مومنين را در همه امور دعوت به مشاركت و تعاون مي‌كند و آنها را از هر‌گونه انزوا، اعمال شخصي و دور از اجتماع بر‌حذر مي‌دارد.

حجت الاسلام قوامي تصريح كرد: به طور كلي اسلام همواره بر عباداتي كه به صورت جمعي برگزار مي‌گردد مثل نماز جمعه، نماز جماعت، حج و... تاكيد دارد چرا كه حضور در اجتماع و محافل مذهبي عواقب و پيامدهاي مثبتي در پي دارد كه باعث تعاون در امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و پيوندهاي طبيعي و مدني مي‌گردد.

او خاطرنشان ساخت : مطمئنا مردم هر قدر حضور پررنگ‌تري در محافل و اجتماعات از خود نشان دهند بدنبال آن زندگي جمعي بهتري برايشان پديد خواهد آمد و نتايجي كه اين مسئله در بر دارد تقويت و گسترش كمك‌هاي مردمي، امداد رساني‌هاي اجتماعي‌، پيوندهاي گروهي و از بين رفتن فقر، فلاكت و درماندگي است.

وي اذعان داشت: به قول فلاسفه علت موجبه، علت مبقيه است و اين در واقع به اين معنا است كه آنچه يك حكومت را پديد مي‌آورد همان عامل، موجب بقا آن هم مي‌شود. بنابراين در آموزه‌هاي ديني ما آنچه كه باعث عزت، مشاركت، زندگي بانشاط اجتماعي، اخوت و تعاون مي‌گردد، همين اجتماعات عاشورايي‌، نماز جماعت‌ها، حج‌، تظاهرات و... است و ما بايد اين را بدانيم كه هميشه عوامل ايجاد كننده ادامه دهنده هم هستند.

 مسئول بنياد فقهي مديريت اسلامي قم اضافه كرد: به طور حتم ما بايستي در برگزاري محافل و مراسمات ديني خود نظير ايام محرم به همان شكلي كه از ابتدا برگزار مي‌شده و به ما تعليم داده شده مبادرت ورزيم و سعي نكنيم با اشعار غلط و اعتقادات خرافه به اين بهانه كه مي‌خواهيم به روز باشيم زلاليت و شفافيت موجود در آن را به يك نوع خشكي و آلودگي تبديل كنيم، چرا كه اگر اينطور باشد قطعا تداوم نخواهد داشت.




+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:38  توسط   | 

رشد مشاركت در سايه ارتقاء فرهنگ شهروندان!!

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛

درآمد: اهميت همبستگي و مشاركت شهروندي در عصر حاضر همراه با پيشرفت‌هاي فناوري و تكنولوژي از جمله مسائل بسيارمهم و پيچيده‌اي است كه علاوه بر ايجاد توسعه پايدار باعث نوسازي اجتماعي و بازسازي سرمايه اجتماعي شده و بين نيروهاي جامعه پيوند برقرار مي‌كند.

به طور كلي مشاركت مردمدر امورشهر تصميم‌گيري و پيگيري جهت رفع مشكلات و نابساماني‌ها، خود از دير باز مورد توجه بوده و است، بطوري كه تجارب جهاني خصوصا در كشو‌رهاي توسعه يافته بر تحقق مفهوم توسعه با مشاركت مردمي دلالت دارد.

از نگاهي مشاركت را مي‌توان دخالت داوطلبانه و همه‌جانبه در اموري اعم از اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي دانست كه ميزان تاثيرگذاري و فرآيندهاي تصميم‌گيري درآن در جهت توسعه پايدار مهم و سازنده تلقي مي‌شود، در اين ميان يكي از ملزومات توسعه مشاركت، فرهنگ شهروندي به شمار مي‌آيد، چرا كه بايد گفت هر قدر شاخصه‌هاي فرهنگ شهروندي در يك شهر و يا جامعه‌اي بيش‌تر رشد كرده باشد زمينه‌هاي مشاركت مردم در فعاليت‌هاي مختلف و در نتيجه رشد پايدار سريع‌تر فراهم مي‌شود.

حال با اين مقدمه اين سوال به ذهن مي‌آ‌يد كه به طور كلي راه‌هاي ارتقاي سطح فرهنگ شهروندي و عوامل موثر بر آن كه لازمه تحقق مشاركت است چيست؟

در ادامه قصد داريم ضمن بررسي اين موضوع در گفت‌و‌گو با برخي از شهروندان آن را از زبان مسئولان و كارشناسان امر نيز دنبال كنيم:

در ابتدا به سراغ يكي از جوان‌هاي شهرمان مي‌رويم ليلا روحاني 23 ساله، ظاهري بسيار آرام و متين دارد ، همانطور كه مي‌گويد علاوه بر تحصيل در دانشگاه مدت چهار سال هم است كه به صورت پاره وقت به انجام كار در شركت‌هاي گوناگون مشغول است او پيرو سوال ما پيرامون اين بحث مي‌گويد: اگر دقت كنيم مي‌بينيم كه بسياري از مشكلاتي كه ما در محيط زندگي و جامعه با آن روبرو هستيم ناشي از عدم مشاركت و همكاري مردم است تا آن‌جا كه اگر صدها قانون هم براي آن مدون شود باز هم به ميزاني كه مشاركت مردم نتيجه بخش و موثر است نيست، مثلا در رانندگي اگر مردم با قوانين پيش‌بيني شده آن مشاركت و همكاري لازم را بعمل آورند اينقدر با بحران ترافيكي و تصادفات را نخواهيم داشت.

امير شكوهمند نژاد كارمند بانك است او هم ديدگاهش را در اين‌باره اين چنين بيان مي‌كند: همه ما به عنوان شهروند در هر سن و قشر و موقعيتي كه هستيم بايستي براي انجام هر كاري دست به دست هم دهيم تا آن را به بهترين نحو ممكن انجام دهيم به عنوان مثال اگر در نظافت شهر هر يك از ما قبول مسئوليت و با مامورين نظافت شهري همكاري كنيم قطعا بسياري از مشكلات شهر و هزينه‌هاي شهرداري كه براي انجام اين كار صرف مي‌كند كاسته خواهد شد. 

او در حالي كه مثال‌هاي مشابه ديگري را نيز بر زبان مي‌آورد در ادامه مي‌افزايد: ما اگر مي‌خواهيم از مشاركت گسترده مردم در تمام امور شهر بهره‌مند شويم بايد ابتدا فرهنگ مربوط به آن را نهادينه كنيم و از طريق شيوه‌هاي مختلفي چون اطلاع‌‌رساني يا آموزش فوائد و كاركردهاي مثبت مشاركت را براي آنان روشن كنيم.

سن و سالش حاكي از تجربه و دقت بالايش دارد گرچه 50 سال از عمرش گذشته اما روحيه‌اي كاملا بشاش و جوان دارد، وقتي از او مي‌خواهم خودش را معرفي كند تمايل چنداني  نشان نمي‌دهد و ترجيح مي‌دهد صحبت‌هايش را بدون ذكر نامش بر زبان آورد او مي‌گويد: افرادي كه در يك شهر در كنار يكديگر زندگي مي‌كنند نبايد تنها به فكر خود و منافع خويش باشند در صورتي كه بايستي منافع ديگران و زندگي شهري را نيز در نظر آورند و در سايه همكاري و پذيرش مسئوليت‌ها كه مفهوم كلي‌تر آن مشاركت است شرايط و بستر مناسب‌تري را هم براي خود و هم براي ديگران فراهم سازند. 

اين خانم شهروند ضمن اشاره به مثال قديمي‌ها كه يك دست صدا ندارد ادامه مي‌دهد: مشاركت و همكاري براي انجام هر كاري لازم و ضروري است و قطعا هيچ عملي از مسائل كوچك و ناچيز گرفته تا مسائل بزرگ و شهرنشيني بدون مساعدت و همكاري يكديگر به سرانجام نمي‌رسد.

عضو هيات علمي پژوهشگاه فرهنگ و علوم و فرهنگ اسلامي مشهد در اين زمينه مي‌گويد: عامل مشاركت نه تنها پاسخ منطقي به شرايط و چالش‌هاي روز است بلكه داراي اثرات مثبت در بهره‌وري و راهكاري جهت ارتقاء توانايي‌هاي اساسي انسان در راه توسعه پايدار به شمار مي‌آيد.

دكتر محمد مسعود  سعيدي مي‌افزايد: با توجه به اهميت مشاركت در امور شهري بايد حاكمان و اداره‌كنندگان شهر به طور واقعي شهروندان را به مشاركت گسترده فراخوانند تا آن‌ها احساس كنند در تصميم‌گيري‌ها، حل مشكلات، حتي قدرت و اجرا سهيم هستند.

وي با ذكر اين پرسش كه چرا فرهنگ ما فرهنگ مشاركتي نيست ادامه مي‌دهد: طي قرن‌هاي گذشته كشور و مردم ما تحت سلطه مديريت‌هاي استبدادي زندگي مي‌كرده‌اند كه رفته رفته اين نوع حكومت شكل گرفت، بطوري كه در حال حاضر هم، همان فرهنگ غلط عدم مشاركت را در مردم ما ايجاد كرده به نحوي كه قدرت و مديريت را از خود جدا و بيگانه مي‌دانند.

سعيدي مراحل مشاركت را كه از سوي مسئولين قابل تفويض به مردم است به دو دسته ظاهري و واقعي تقسيم‌بندي مي‌كند و مي‌افزايد: در مراحل مشاركت ظاهري ضمن بهره‌مندي از مشاركت مردم اهداف ديگري دنبال مي‌شود، به اين ترتيب كه يا هدف از مشاركت آموزش و تحميل عقيده است، يا قصد از مشاركت مردم صرفا اطلاع‌رساني است، يا به طور كلي مشورت است تا مشاركت و يا اينكه به اسم مشاركت مي‌خواهيم مردم را تسكين بخشيم و از اعتراضاتشان ضمن انجام يك عملي در امان بمانيم.

او ضمن اشاره به مراحل مشاركت واقعي هم اضافه مي‌كند: يكي از اين مراحل شريك دادن مردم به طور واقعي در تصميم‌گيري است،  در مرحله ديگر،  قدرت واقعا به مردم واگذار مي‌شود و مرحله آخر كه از سطح خوبي هم برخوردار است نه تنها تصميم‌گيري و قدرت به مردم داده مي‌شود بلكه نظارت و نتيجه گيري هم به عهده آنها است.

اين محقق و پژوهشگر تاكيد مي‌كند: در حال حاضر ما بايد ببينيم كه مديريت شهري ما كدام يك از اين مراحل مشاركت را به شهروندان تفويض مي‌كنند كه در اين زمينه اگر واقعا هدف مسئولين دادن مشاركت واقعي به مردم باشد بتدريج فرهنگ مشاركت در مردم ايجاد و توسعه پايدار پديد مي‌آيد. 

وي با اشاره به نقش فرهنگ شهروندي در توسعه مشاركت نيز اظهار مي‌دارد: فرهنگ شهروندي در واقع در بردارنده سه نوع حقوق مدني، سياسي و اجتماعي است بنابراين زماني اين فرهنگ تحقق پيدا مي‌كند كه فرد بتواند از طريق نهادهاي مدني فعاليتهاي مشاركتي داشته باشد و ضمنا دولت ملزم به پرداخت حقوق او باشد و خود او هم به حقوق خويش كاملا آگاهي داشته باشد.

سعيدي با بيان اينكه در حال حاضر مديريت مشاركتي بهترين روش اداره كردن امور در دنيا به شمار مي‌آيد تصريح مي‌كند: امروزه مديريت مشاركتي به عنوان يكي از بهترين شيوه‌هاي انگيزشي در اداره امور جامعه و سازمان‌ها پذيرفته شده و يكي از پايه‌هاي مردم سالاري به حساب مي‌آيد، چرا كه امروزه مردم در دنيا بر دو ويژ‌گي اساسي و روبه رشد برابري خواهي و تكثر فرهنگي كه آگاهي از تنوعات ايده‌ها و نظرات است بسيار تاكيد دارند.  

سيد محسن ميرسندسي؛ كارشناس ارشد علوم اجتماعي نيز معتقد است: مشاركت در مفهوم عام آن دلالت بر مجموعه‌اي از باورها و اقدامات دارد كه افراد هر جامعه‌اي براي تسهيل زندگي جمعي و كاهش هزينه‌هاي زندگي انجام مي‌دهند و شايد يكي از ديدگاه‌هاي نظري آن اين باشد كه چون منشاء مشكلات و نارسايي‌ها و از يك سو ارتقاء سطح زيست جمعي به حساب مي‌آيد پس مي‌توان با مراجعه و اعتماد بر خرد جمعي و اقدامات اجتماعي به اصلاح عوارض اين زيست پرداخت.  

وي با تاكيد بر گسترش فرهنگ مشاركت در حل مشكلات شهر ادامه مي‌دهد: اصولا چنانچه افراد اجتماع اين باور را بپذيرند و به عنوان يك احساس نياز شديد قبول كنند كه مشاركت كردن‌ و مشاركت دادن ديگران، همچنين طرح سلائق متنوع در زندگي اجتماعي مي‌تواند منجر به كاهش مشكلات موجود و ارتقاء سطح كيفي زندگي گردد اين امر به طور حتم تحقق خواهد يافت.

وي تصريح مي‌كند: به طور حتم اگر احساس نياز به مشاركت همانند فراگيري زبان مادري براي افراد به شمار آيد و انسان‌ها به مقتضاي نياز اجتماعي و ارتباط با ديگران به امر مشاركت بپردازند قطعا همانگونه كه زبان آموزي از كودكي در يك فرآيند اجتماعي محقق مي‌شود و هيچ نيازي به فلسفه‌بافي ندارد، مقوله‌هاي مرتبط با زندگي جمعي مثل مشاركت هم احتياج به نظريه‌پردازي‌، پيچيده‌كردن و...نخواهد داشت، البته فراهم بودن زير ساخت‌هاي مناسب اجتماعي و فرهنگي در اين زمينه ضروري است.

او با اشاره به عوامل موثر جهت گسترش ميزان مشاركت  اظهار مي‌كند: به طور كلي اين عوامل را مي‌توان به دو دسته كلي تقسيم كرد، دسته‌اي از آن ماهيتي عام‌اند، بطوري كه در هر اجتماع مصداق حضور پيدا مي‌كنند كه در اين زمينه مي‌توان با مراجعه به مواردي كه توانسته‌اند ميزان مشاركت جمعي را در جامعه افزايش دهند عوامل عام را شناسايي و پس از بومي‌سازي فرهنگي آنها را پياده كرد. دسته‌اي  از عوامل هم ماهيتي فرهنگي داشته و مختص به هر جامعه‌اي مي‌باشدكه براي شناسايي دقيق مجموع اين عوامل بايستي به پژوهش‌هاي دقيق و اصولي پرداخت.

اين كارشناس علوم اجتماعي با تاكيد بر اهميت مديريت مشاركتي در جامعه نيز خاطرنشان مي‌سازد: شايد مهمترين نكته در مديريت مشاركتي شناسايي توانايي، قابليت‌ نيروهاي افراد جامعه و سپس تعريف فضاي مشاركتي مشخص و پذيرش منطقي مشاركت دادن ديگران در امور است كه قطعا هدايت تمام اين عوامل به سوي اهداف تعيين شده نيازمند صبر و تدبير بالايي است. اما در عين حال بايد گفت در اين سبك مديريتي ثمرات و نتايج ارزشمندي از همكاري همه سطوح بدست خواهد آمد كه قطعا در مديريت‌هاي غير مشاركتي بسيار نادر و دير دسترس است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 14:17  توسط   | 

حرم مطهر رضوي قطب هويت‌ساز مشهد است

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ مدير عامل مجتمع فرهنگي انتشاراتي كتاب‌پردازان مشهد گفت: وجود بارگاه مطهر رضوي قطب هويت ساز مشهد است لذا بايد اين مركزيت را با استفاده از نگاه وحياني حاصل از انديشه امام رضا(ع) تركيب نمود.

جليل معمارياني در گفت‌و‌گو با سايت شهر بهشت ضمن بيان اين مطلب افزود: مطمئنا اگر حرم مطهر امام رضا (ع) كه قطعه‌اي از بهشت است را به عنوان يك مبناي ديني و هويت‌ شهري در نظر بگيريم هويت اين شهر بدون تعصب و با بهره‌گيري از استنادات عقلاني و براساس اولويت تقويت و تحكيم مي‌شود.

وي تصريح كرد: وجود مقدس امام رضا (ع) بايد در نگاه شبكه‌اي شهروندان تاثير بگذارد به اين معنا كه همه دست به دست هم دهند تا سيره رضوي (ع) در ابعاد فرهنگي، اجتماعي، حكومتي، خانوادگي و... با ادبيات امروز گسترش يابد.

او اضافه كرد: تمام پژوهش‌ها و تحقيقات علمي، امور فرهنگي، خدمات، و كليه مسائلي كه در مديريت واحد شهري يافت مي‌شود بايد براساس آموزه‌هاي خاص امام هشتم‌(ع) باشد تا در اين صورت بر هويت‌‌بخشي شهر تاثير گذارد.

اين كارشناس آموزش و مطالعه، توجه به تعامل جدي با زائرين را يكي ديگر از اصل‌هاي مهم هويت‌ساز در مشهد عنوان كرد و افزود: ما در اين شهر طرح مشخص و خاصي براي برخورد با زائرين نداريم به همين خاطر طبيعي است كه دچار بحران هويتي شويم بنابراين لازم است برنامه‌ريزي اساسي و منسجمي براي مديريت زائرين و شيوه تعامل با آنها صورت گيرد.

او اذعان كرد: جاذبه‌هاي مختلف حاصل از تعاملات با زائرين به گونه‌اي است كه اگر برنامه مشخصي هم وجود نداشته باشد ناخوداگاه برنامه‌ريزي را به سمت يك فضاي جبري و دور از دسترس سوق مي‌دهد كه اين مسئله به نوبه خود عاملي است كه باعث تشديد هويت مي‌شود.  

وي در ادامه با بيان اينكه پرداختن به مسئله هويت شهري بدون پرداختن به هويت انسان‌هاي ساكن در آن معنا ندارد خاطرنشان ساخت: يك شهر براساس نظام ارزش‌ها و باورها‌ي شهروندان و نيز وجود يك تفكر يا ديدگاه برتر كه باز هم از انسان‌هاي موجود در آن نشات مي‌گيرد هويت پيدا مي‌كند.

معمارياني ادامه مي‌دهد: بدون شك جامعه حاصل تبادل منطقي بين انسان‌هاست  كه اين تبادل در وسعتي كه ايجاد مي‌كند ضرورت‌ها‌ي خاصي را مي‌طلبد و باز براساس همين تعاملات و تبادلات نيازهاي جديدي ايجاد مي‌شود كه به طور قطع و يقين در معماري شهر تاثير مي‌گذارد.

سردبير ماهنامه پرستوي آفاق اضافه كرد: معماري شهر بايد با اهداف، جايگاه و ارزش‌هاي آن شهر هماهنگ باشد لذا حفظ بافتهاي سنتي قديم و تبيين عادلانه آن از عوامل مهم تقويت هويت است.

وي در پايان استفاده از رسانه‌هاي جديد در مسير هويت بخشي شهر، توسعه هدفمند مشاركت‌هاي مردمي و بزرگداشت  شهدا و مفاخر بومي را از ديگر عوامل هويت‌سازي به شهر ذكر كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:50  توسط   | 

پروژه ميدان شهدا بايد تجلي‌ساز هويت شهري باشد

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ بديهي است كه ديگراين روزها بحث و تفحص پيرامون پروژه ميدان شهدا و اينكه چه زماني ساخت آن به پايان رسيده و زمان بهره برداري آن فرا مي‌رسد امري تكراي تلقي مي شود و ما هم دراين جا قصد نداريم به اين مقوله بپردازيم، مهندس سيد مهدي درهمي، مديراجرايي  طرح  بزرگ  پروژه ميدان شهدا  درگفتگوي اختصاصي با سايت شهر بهشت از دل مشغولي‌هاي خود  در خصوص اين طرح و بكارگيري المان‌هاي هويت شهري مشهد در اين ميدان مي‌گويد. آن چه درادامه مي‌خوانيد ماحصل گفتگوي ما با ايشان است.   

 

جناب مهندس درهمي به عنوان نخستين سؤال بفرماييد كه ديدگاهتان پيرامون هويت شهري چيست؟

دو اصل مهم در بحث هويت شهري وجود دارد كه يكي مربوط مي شود به هويتي كه شهر به لحاظ ساختار، شكل، فرم و نمادهاي عيني شهري از خود بروز داده و آن را تبديل به يك شخصيت مي‌كند و ديگري مربوط است به شهروندان ساكن در آن شهر، به عبارتي  فردي كه در محيط شهري قرارمي‌گيرد ابتدا يك محيط انساني رااحساس مي‌كند كه بيشتر مربوط است به مشتركات فرهنگي و اجتماعي جامعه ساكن در آن شهر وسپس يك محيط فيزيكي را در اطراف حس مي‌كند كه مربوط به ويژگيهايي است كه در ساختار فيزيكي و نحوه بهره‌برداري از امكانات موجود در آن شهر به چشم مي‌خورد كه از مجموع اين دوعامل هويت يك شهر شكل مي‌گيرد.

 

 مديريت شهري چه نقشي در تقويت هويت شهرايفا مي كند؟

قاعدتا چنانچه مديريت يك شهردر طول يك بازه زماني مشخص بطور هوشمندانه‌ به نيازهاي فرهنگي اجتماعي مردم آن شهر و همچنين عوامل متأثر از جامعه‌شناختي و روانشناختي توجه نمايد به تدريج ساختار فيزيكي و عيني شهر از يك انطباق معقولي همراه با نيازهاي اجتماعي برخوردار خواهد شد، بنابراين مديريت شهري بايد توانايي انعكاس خواسته‌ها و نيازهاي اصيل و به حق مردم ساكن در آن شهر را داشته باشد كمااينكه هم اكنون در بسياري از شهرهاي دنيا مديريت شهري كاري كرده كه ساختار شهر با روحيات مردم ساكن در آن و نيازهاي كساني كه به آن چشم دوخته‌اند مثل گردشگران، مسافران و... انطباق دارد.

 

به نظر شما چه عواملي منجربه تخريب هويت شهري مي شود ؟

بدون شك عوامل متعددي در اين زمينه نقش دارند كه به عنوان مثال مي توان اشاره كرد به ساخت و ساز بي‌رويه ،غير اصولي و بدون رعايت مقررات و دستورالعمل‌هاي شهرسازي، چرا كه  بدون توجه به خواسته‌هاي شهروندان در زمان حال و نيازهاي آنان در زمان‌هاي آينده صورت گرفته است بنابراين ما بايد دراين خصوص به اين مسئله توجه كنيم، بطوري كه فضاهاي شهريٍ، معماري، ترافيك، حمل و نقل، مسائل فرهنگي و اجتماعي و مسائل خدماتي شهر را بگونه‌اي شكل دهيم كه بيشترين انطباق را با خواسته‌ها و نيازهاي مردمي داشته باشد.

 

جايگاه معماري و شهرسازي در هويت‌بخشي  شهرچيست؟

به طور قطع معماري و شهرسازي نقش كليدي در هويت شهري دارند. اما مقوله هويت شهري جايگاهي بالاتر و جامع‌تر از مبحث معماري و شهرسازي دارد بنابراين بايد حوزه‌هاي متنوع‌تري در اين خصوص را مورد نقد و بررسي قرار داد.

بفرماييد كه در حال حاضرمشهد به لحاظ هويت شهري داراي چه جايگاهي است؟ به نظر مي‌رسد در ارتباط با هويت شهري در مشهد ماهنوزبسيارعقب هستيم و نيازبه يك دوره كامل مطالعات راهبري و تنظيم سند چشم‌انداز هويتي هستيم

قطعا تمامي حوزه‌ها و سازمان‌هاي مديريت شهري نظير سازمان تبليغات اسلامي، آستان قدس رضوي، سازمان محيط زيست، سازمان ايرانگردي و جهانگردي، وزارت ارشاد و... بايد در تقويت هويت شهري و رسيدن به چشم‌انداز ترسيم شده در اين خصوص به طور مؤثر و متعهدانه‌اي نقش ايفا كنند و اين وظيفه تنها بر عهده سازمان شهرداري نيست تأثيرگذاري و كارايي كافي برخوردار نيست.

 

در طرح بزرگ پروژه ميدان شهدا چقدر به مقوله هويت شهري توجه شده است؟

آنچه در حال حاضر برعهده مديران اجرايي اين طرح مي‌باشد، پايبندي به ضوابط، مقررات و رعايت طرح‌هاي تهيه شده توسط گروه‌هاي طراحي كه بدرستي راهبري شده باشند است، قطعا ما بايد در اين رابطه تمام تلاشمان را به كار گيريم تا هيچ‌گونه آثار مخربي هويت شهري در اين طرح از خودمان برجاي نگذاريم تا در آينده كه خطوط كلي، ايجاد و حفظ هويت شهري براي شهر ترسيم شد، اقدامات انجام شده فعلي مزاحمتي براي فعاليتهاي آتي ايجاد نكند.

در طرح بزرگ ميدان شهدا سعي شده است تمامي نيازهاي كوتاه مدت،ميان مدت، و بلند مدت در مركزشهربه عنوان اولويت‌هاي اصلي مدنظر قرارگيرد، تامين و توسعه فضاهاي سبزمناسب، توسعه‌ معابرو بهبود شبكه حركت سواره، ايجاد گذرگاه‌هاي ايمن و شهري، يجاد مراكزتجاري كارآمد وبازگشايي تعدادي از خيابانهاي اين محدوده،ايجاد كارگاه‌هاي زيبا و چشم نوازهمراه با بهره گيري از آخرين تكنولوژي هاي ساخت و رعايت اصول صرفه جويي در مصرف انرژي از جمله تلاشهايي است كه در طرح پروژه ميدان شهدا براي بهبود و تقويت هويت شهري  مد نظرقرارگرفته است.

 

به نظرشما آيا تكنولوژي تاثير مخربي برهويت شهري دارد، حال اگر اين طور‌است براي تاثيردهي مثبت آن چه بايد كرد؟

قطعا روند تغييرات جامعه بشري منجربه تغييراتي دررفتارهاي اجتماعي و فرهنگي مي شود اما اين لزوما به معناي تخريب فرهنگ گذشته نيست و اصولا هرتغييري را نمي توان تخريب به حساب آورد، طبيعي است كه با تغييرنيازهاي مردم، ابزارهاي روزمره ودر نتيجه رفتارهاي اجتماعي دستخوش تغييرمي شود، البته مي توان پذيرفت كه بهره برداري كوركورانه از دستاوردهاي تكنولوژي روز دنيا مي‌تواند اثرات سوءاي در اين زمينه داشته باشد ، به عنوان نمونه مي توان در اين خصوص به بي ثمرگي درنسل جوان اشاره كرد، كه امروزه برخلاف گذشته‌گان كه به بازي‌هاي پرتحرك و فيزيكي مي‌پرداختند بيشتر به بازي‌هاي ذهني و رايانه اي مبادرت مي ورزند كه خود مي تواند منجربه تنبلي ذهن و جسم شود، اين ها و امثال آن چالش‌هايي است كه فرهنگ جوامع روبه شد را تهديد مي‌كند لذا بايد درتنظيم سند چشم اندازهويتي شهرعلاوه بر موارد ذكر شده  به جايگاه تكنولوژي وبه روزكردن ابزارهاي مديريت شهري نيز توجه كرد.

 

به نظرشما ميزان تاثيرگذاري بارگاه منور امام رضا (ع) درهويت‌سازي شهرمشهد چقدراست؟

شكي نيست كه اهميت و ارزش مشهد كاملا متكي به وجود بارگاه ملكوتي رضوي است و اصولا مجاورين و زائرين سر سفره پركرم اين بزرگوار نشسته‌‌اند وبهره مي جويند. به اين ترتيب بايد گفت مركز هويتي مشهد چيزي نيست جزء  حرم مطهرامام رضا (ع) و فرهنگ رضوي،لذا اين موضوع بايد با الگوهاي مناسبي درجهت خدمت مديران شهري و دست‌اندركاران ساخت و اداره شهر قرار گيرد تا بتوانيم روز به روزشاهد شكل‌گيري هويت شهري مشهد متأثر از فرهنگ اصيل رضوي باشيم.

 

تأثير ادبيات برهويت شهري را چگونه مي‌بينيد؟

به نظر من مراجعه به گذشته و بازگويي ارزشهاي پيشين به معناي واپس‌گرايي و انكار زمان حال و آينده نيست. هر جامعه‌اي به ريشه‌هاي ديرين خويش افتخار مي‌كند و هويت خود را بر مبناي آن شكل مي‌دهد. از اين جهت براي ترسيم هويت شهري كامل، لازم است به گذشته پرافتخار ادبي‌مان نگاه عميقي داشته باشيم وبا توجه به اين كه قله‌هاي ادب و عرفان تمدن بشر در گذشته اين مرز و بوم به فراواني ديده مي شوند اين چهره‌هاي درخشان را دائما در فكر و ذهن شهروندان زنده و جلوه‌گر نماييم.

طبيعتا هر كسي كه به شخصيت حكيم ابوالقاسم فردوسي بيانديشد در رفتار اجتماعي خود مقيدتر و متعهدتر عمل مي‌كند. بنابراين تأكيد بر بازسازي چهره مشاهير و مفاخر گذشته ما  به عنوان يك راهبرد در ترسيم هويت شهري يك امرضروري به نظر مي رسد.

و سخن پاياني: ما بايد بپذيريم كه الگوهاي شهري‌مان در جريان مدرن شدن دچار گسست شده‌اند. معماري و شهرسازي‌مان در جريان آموزش عالي و وارد شدن الگوهاي غربي دچار تزلزل شده اند. روشهاي اداره كردن شهرهامان در اثر الگوبرداري از ديگر كشورها نسبت به پيشينه تاريخي خويش دچار گسست شده است و به طوركلي حلقه‌هاي ارتباط دهنده بين آنچه كه امروز شهرهاي ما را شكل مي‌دهد و اداره مي‌كند با آن چيزي كه در اثر فرهنگ اصيل ايراني و اسلامي در طي قرن‌هاي گذشته اتفاق افتاده، اختلاف فاحشي را نشان مي دهد. پس نيازبه اين داريم تا با تلاش خيلي زياد اين حلقه‌هاي گمشده را پيدا كنيم و بدون اينكه مجبور شويم به خاطر مدرن شدن و صنعتي شدن فرهنگ اصيل خودمان را از دست بدهيم و يا  به خاطر حفظ فرهنگ اصيل از دستاوردهاي روز دنيا بي‌بهره شويم يك راه ميانه مناسب را طراحي  و به اجرا بگذاريم. بگونه‌اي كه وقتي يك بيگانه وارد يكي از شهرهاي بزرگ كشورمان خصوصا مشهد مقدس ‌شد با مظاهر بارز و روشن هويت شهري مواجه شود و احساس كند كه وارد يك جامعه مدني با ساختارهاي قوي و استوار و چهره زيبا و دلپذير شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:38  توسط   | 

هويت؛ عنصر جدايي‌ناپذير مردمان يك شهر

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛

هر‌ ‌جامعه‌اي براساس موقعيت‌هاي جغرافيايي‌، تاريخي  فرهنگي و اجتماعي خاص خود از يك سري آداب و‌‌رسوم و هنجارهاي خاصي برخوردار است كه ‌‌‌‌گاه فرهنگ نیز تلقی می‌شوند فرهنگي كه ناخودآگاه یا خودآگاه شکل می‌گیرد و مردم آن  سرزمین را  طي گذشت اندك زماني  با خود مانوس كرده  بطوري كه فرهنگ به وجود آمده را عنصر جدایی  ناپذیر زندگی خود می‌دانند!

خراساني ها بويژه مشهدي‌ها هم مثل تمام شهرها و ملل ديگر از آيين و رسوم خاصي برخوردار بودند ،  رسوماتي كه متاسفانه امروزه به دليل وارد شدن فرهنگ هاي مختلف هرروز كم‌رنگ و كم‌رنگ‌تر مي‌شود و اين سهولت ورود فرهنگ موجب از هم‌پاشي هنجارهاي اين منطقه شده است.

 حال در ادامه مي‌خواهيم به برخي از اين ‌آداب و رسومات كه درحال حاضر هم‌ تا حدودي‌ شاهد برگزاري آن در بعضي از نقاط شهر هستيم ‌اشاره كنيم. 

چله و جشن های مرسومٍٍ

جشن شب چله یکی از قدیمی‌ترین سنت‌های ایرانیان است که در گذشته بيشتر مربوط مي‌شده است به کشاورزها، اين جشن در اول دی‌ماه یا شب چهله بزرگ برگزار می‌شد و در آن سفره‌ای می‌انداختند و میوه، تنقلات، آجیل آش رشته و... به میهمانان تعارف می‌کردند.

در قدیم زمستان را به شش قسمت تقسیم می‌کردند و برای هر کدام نامی می‌‌نهادند كه عبارت بود از: چله بزرگ  يا چهل روز، چله کوچک یا نیم چله بیست روز،  امن ،دمن ،حوت و موت  .

يكي از رسم و رسومات زيباي اين شب كه در خانواده هاي امروزي هم همچنان رايج است استقبال از  عروس و دامادها است،

به بياني در این شب هر خانواده ای که دختری را به نامزدی پسر خود درآورده است، میوه هایی مثل سیبب، گلابی، خربزه، هندوانه و انگور را در طبقي گذاشته، روی آن زرورقي می کشیدند و به وسیله طبق کش ها به خانه نامزد می‌فرستادندخانواده عروس هم ضمن دادن انعام طبق کش ها یک قواره پارچه نابریده کت وشلواری در سینی گذاشته و برای داماد  می فرستادند.

فال شب چله

یکی دیگر از رسوم جالب این شب گرفتن فال به روش متفاوتی نسبت به آن چه امروزه  متداول است بود، در این شب یکی از زنان یا مردان مسن جمع،  بچه‌اي را در کنار خود می‌نشاند و یک گلدان را در سمت دیگر سپس از هر یک از حضار دستمال یا سنجاق یا چیزی شبيه آن را می‌گرفت و در گلدان می انداخت و شروع  مي‌كرد  به خواندن ترانه‌ای، و بعد از بچه می‌خواست در حالی که نمی‌بیند یکی از شی ها را در بیاورد  بنابراين شی هر چی بود آن ترانه به صاحب آن تعلق داشت.

آیین هاي جشن عروسی:

از ديرباز مراسم عروسی در نشان دادن فرهنگ و عقاید یک ملت نقش به سزایی داشته و دارد. تا جایی که به عقیده خیلی از کارشناسان‌ از طريق آیین عروسی است كه می‌توان  به خیلی از راه و رسم‌ها ، عادات و عقاید یک منطقه پی برد!  

در گذشته چنین بود كه، پس از آن که جهیزیه عروس آماده و شیربها  مشخص مي‌شد، یک شب بزرگان خانواده داماد  مجلسی برگزار می‌کردند و از کسانی که باید دعوت به عمل بیاید تبادل نظر می‌کردند و اسامی آن‌ها را می‌نوشتند و یک یا دو روز قبل از جشن توسط یک عده که مامور این کار بودند به افراد اطلاع می‌دادند ، به‌ طوري كه در خانه‌ها رفته و ضمن گفتن این که پسر فلانی با دختر فلانی عقد کرده و جشن عروسی دارند از شما درخواست مي‌شود تا برای صرف نهار تشریف بیاورید!

جالب  این ‌جاست که هر روز تقریبا یک طبقه از مردم را دعوت می‌کردند و این گونه بود که 7 شبانه روز جشن عروسی می‌گرفتند!

در روزهاي عروسی هم نوازندگان آهنگ می‌نواختند و تعداد زیادی بز و گوسفند را سر می‌بریدند و طبخ می‌کردند.

در اين مراسمات نهار معمولا پلو گوشت به مهمانان می‌دادند، یعنی برنج  با تکه‌ تکه های گوشت گوسفند. در شهر‌های شمالی استان خراسان گوشت را بین برنج  می‌گذاشتند  اما در مشهد گوشت را جدا  از برنج به میهمانان تعارف می‌کردند!

*پرداخت قاتم ؛ در اين مراسم رسم  بود يك  نفر در حالی که سینی پر از نقل‌های رنگی در دست داشت جلو می‌آمد و میهمانان با برداشتن چند نقل و شادباش گفتن مبلغی درون سینی می‌گذاشتند و مسئول این‌کار هم نام آن ها و مبلغشان را می‌نوشت و در پایان مجلس به داماد یا پدر داماد  تحويل می‌داد!  تا داماد در مراسم عروسی طرف به همان میزان هدیه ببرد!

*جهیزبران؛‌ در آخرین روز جشن عروسی جهیزه عروس را از خانه پدر  با طبق یا اگر زیاد بود به وسیله قاطر و با ساز و‌دهل به خانه عروس و داماد می بردند و حجله عروس را می چیدند!

*حنابندان ؛ یک شب قبل از بردن عروس به خانه داماد نيز مراسم حنابندان در خانه داماد برگزار می‌شد بطوري كه همه فامیل جمع می‌شدند و به  پایکوبی می‌پرداختند و به پای عروس و داماد حنا می‌بستند!  یکی از تصنیف‌هایی که آنان در این شب می خواندند این بود ‌(عروس لبش پرخنده / امشب حنا می بنده / امشب عروس زیبا / حنا بندد دست و پا)

باورهايي از بطن اعتقادات :

برای امروزی‌تر‌ها بسیار جالب است که باورهای منسوخ شده  قدیمی‌تر‌ها و این که چند نسل  پیش مردم چگونه  فکر می‌کردند را  بدانند!‌ بدون شك باورهای مردم گذشته نشان‌دهنده سطح اعتقاد و دانش آن‌ها بود  به‌طوري كه مردم همیشه به یک سری باورها احترام می‌گذاشتند و به وسیله این باورها و عقاید، اصولی را برای خود‌ بنا مي‌كردند که ناخودآگاه یک هنجار مي‌گشت و به زندگیشان سروسامان  می‌داد.

هرچند شاید خیلی از آن باورها امروزه ریشه علمی، مذهبی، روانشناسی و... را نداشته باشد اما تجربه نشان داده و زمان نيز ثابت کرده است، همان باورهای قدیمی به اصطلاح امروزی ها غلط، توانسته بود جامعه یک دست تر و موفق تر و سالم تری را بسازد.

كه برخی از این باور ها عبارتند از: نگین عقیق در انگشتری مایه نشاط است، داشتن سنگ یشم و بلور بر گردن باعث می شود خواب‌های بد و پریشان نبینیم، موقع ریختن چای در لیوان اگر پر چایی  بلندی در چایی دیده  شود، مهمانی از راه خواهد رسید، نشستن در نزدیکی در ‌خانه را بد می‌دانند و باور دارند باعث بهتان می شود.، نگین یاقوت در انگشتر را موجب تقویت  قلب و محافظ در مقابل طاعون و صاعقه می‌دانستند.،روزهای یکشنبه و سه شنبه به عیادت بیمار نمی‌روند چرا که باور داشتند موجب طولانی‌تر شدن بیماری وی می‌شود، اگر دو خوشه گندم  یا دو دانه گیلاس در یک شاخه به هم پیوسته باشند نشان از خیر و برکت است و به آن "خواجه خضری" می گویند، روزهای چهارشنبه به گرمابه نمی‌روند و ناخن نمی‌گیرند، نزد نوزاد و زائو کارد یا سیخ کباب می‌گذارند و باور دارند وجود آهن از نزدیک  شدن اجنه و شیطان به زائو و نوزاد جلوگیری می‌کند. سنگ فیروزه را باعث قوه روشنایی  چشم و سعادت و خوشبختی می‌شود.

طلب براي نزول باران :

  خراسان از قديم منطقه‌اي  خشك و كم‌آب به حساب مي‌آمد ، به طوري كه مراسمات طلب باران در بسياري از شهرهاي آن از جمله مشهد مرسوم بود و آداب مشتركي داشت ، بدين‌گونه كه زنان و دختران  با  استفاده از دو تكه چوب و مقداري پارچه عروسكي درست مي كردند و آن را در سطح محله يا روستا مي‌گرداندند‌؛ و با خواندن اشعار و تصنيفهايي در ميان جمع‌،  طلب باران  مي‌نمودند كه در آن معمولا" به خداوند و حضرت محمد (ص) قسم ياد مي‌شد و از مردم محله و روستا مي‌خواستند به همين منظور براي طبخ آشي همكاري كنند‌. مردم  نيز هر كدام در هنگامي كه به گرداننده اين عروسك  حبوبات و  مايحتاج ديگر را مي‌رساندند‌،  مقداري آب نيز روي عروسك  مي‌پاشيدند و دعا و اشعاري را از جمله : ( الله بده تو باران‌، به حرمت مزاران‌، گندم به زير خاكه‌، از تشنگي مي‌ناله ) زير لب زمزمه مي‌كردند،  هم چنين در بيشتر اين مراسمات، نماز باران را هم به صورت جماعت بر بالاي كوه يا تپه‌اي  مي‌خواندند چرا كه  معتقد بودند‌ بعد از خواندن  نماز و مراسم طلب باران حتما" باران خواهد باريد!

آيين جوانمردي و پهلواني:

كشتي باچوخه از جمله ورزش‌هاي فراگيري در سطح ايران  به‌شمار مي‌آيد كه اگر چه از قديم در سراسر كشور با تفاوتهاي اندكي روبرو بوده اما در خراسان و شهرهايي مثل مشهد ، نيشابور ، سبزوار و... به سبب تعصبات خاصي ‌كه در خصوص فرهنگ پهلواني ‌و پهوان‌پروري و نيز همان روحيه قديمي و كهني كه مردم اين سرزمين از آن برخوردار بودند و در شاهنامه هم انعكاس آن نمايانگراست بيشتر نمود و ظهور داشته است .

 نام اين كشتي از نام لباس خاصي گرفته شده است كه كشتي گيران آن را بر تن مي‌كردند‌. چوخه لباسي پشمي است كه گاه در نبردها نيز از آن استفاده مي شد . آيين جوانمردي و پهلواني از آيينهاي كهن مردم خراسان در شهر توس و  مشهد فعلي است . پهلوان از مردم بسيار آبرومند شهر بود و معمولا درمراسمی چون عروسي و... به سبب حفظ آمادگي جسماني خود و سرگرمي و رشد مهارتها، ‌مسابقاتي را در قالب كشتي با چوخه برگزار مي‌كرد . پهلوانان كشتي  باچوخه  معمولا با افرداي كه نسب آنها به ائمه مي رسيد ( سيد ها ) كشتي  نمي‌گرفتند و معتقد بودند كه حرمت اين افراد را بايد حفظ کرد‌ به‌گونه اي كه به خود اجازه  نمي‌دادند پشت سيد را به خاك برسانند . از گذشته مرسوم بوده است كه به افراد برتر اين مسابقات كله قند هديه مي‌دادند . به همين سبب‌، امروزه كنار جوايز ديگري كه اهدا مي‌شود ، هنوز همان عنوان قند بر براي جوايز باقي مانده است!

استقبال از زوار و مراسمات مذهبي :

مشهد همواره از قديم به دليل وجود بارگاه مطهر امام رضا (ع)  با سيل مشتاقان زيارتي مواجه بوده و است ، اما  در گذشته برخلاف امروز به سبب كمبود امكانات و سفرهاي سخت و دشوار و توسعه نيافتگي شهر،  اين گونه مرسوم بود كه مشهدي ها به استقبال كاروانيان مي رفتند و به اطعام و احسان و تيمار مسافران و زوار مي پرداختند و پس از آن نيز در منازل خود پذيرايي  از آنان به عمل مي آوردند.حتي قصبه ها و روستاهاي اطراف مشهدهم حضور زائران وكاروانيان را متبرك و ميمون مي دانستند و از ميوه ها و محصولات زراعي و باغي خود به آنان هديه مي دادند. مراسم عزاداري  سينه زني و نوحه خواني هم به دليل همين موضوع به نسبت ساير شهرها  با آداب مشابه و گاه خاصتري برگزار مي شد ." شله قلمكار" آش مخصوصي است كه از همان گذشته  با حبوبات و گوشت طبخ مي شد و يكي از طعمهاي بسيارماندگاري است كه چشيدنش نام مشهد را به اذهان متبادر مي سازد!

سوگواری براي اموات :

یکی دیگر از سنت‌های قدیمی و باب  قبیله ها و شهرهاي ديرين مشهدي  برگزاری  مراسمات ‌سوگواری برای اموات بوده است که به دلیل اعتقادات  خاص آن ها به آخرت و معاد از آداب و رسوم مختلفی برخوردار مي‌‌بوده است.

 تشییع جنازه ؛ در مشهد رسم چنین است که پس از فوت یکی از اعضای خانواده، دیگران فوت وی را باسريعا به ديگران خبر داده سپس تشییع‌کنندگان با لباس سیاه در مراسم حاضر  شده و پس از کفن و دفن مرده، پذیرایی و بعد از صرف نهار یا شام باز مي‌گشتند.

مجلس ترحیم هم از یک تا سه روز تشکیل می‌شد بطوري كه در این سه روز وابستگان دسته‌های گل می‌آورند و قرآن و فاتحه می‌خوانند و ضمن طلب آمرزش برای متوفی،  برای بازماندگان وي طلب صبر می نمودند.

"مراسم شب هفتم و شب چهلم"

در مشهد فعلي رسم است که شب هفتم و شب چهلم فوت هر کس، خانواده او از وابستگان و آشنایان دعوت می‌کند و پس از صرف نهار به سمت مزار وی رفته و برایش فاتحه می‌خوانند و خرما و میوه توزیع می شود ،اما در این میان یکی از آداب فراموش شده در مراسم سوگواری "بریدن گیسو" است که در آن نامزد جوان تازه گذشته قبل از دفن جسد وی گیسوانش را بریده و بر روی جسد نامزد نامرادش می‌ریزد و بد به خاک می سپاردند!

آداب نذری در مشهد قديم:

مردم مختلف هر شهرو منطقه اي علاوه بر اعتقادات و سنت‌های موجود در جامعه،از یک سری آداب و رسوم مذهبی  خاصي هم برخوردار هستند که شاید بشود آیین نذری را هم جزو آداب‌و‌رسوم  مذهبی یک منطقه دانست به‌گونه اي كه این رسم در مشهد به دلیل وجود مبارک امام رضا(ع) شدت بیشتری دارد و مردم اعتقاد بسیار زیادی به نذری دادن دارند ، در این میان آش های نذری و سفره های نذری بسیار رایج تر است.

 سفره های نذری رايج در گذشته مردم با چنين نام‌هايي بود ، سفره ام ا‌لبنبن مادر‌حضرت ابوالفضل(ع) ، سفره بی بی حور و بی بی نور. سفره حضرت رقیه خاتون.سفره بی بی سه شنبه، سفره مشکل گشاو چند سفره دیگر که به همین شکل  نوعی متوسل شدن و نذر کردن نسبت به ائمه است.

آداب و رسوم از ديدگاه كارشناسان :

  احمد وكيليان، نويسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه معتقد است: در گذشته تمام آداب و رسومات دست به دست هم مي‌دادند تا انسان‌ها بتوانند بيشتر با يكديگر تعامل و ارتباط برقرار كنند به همين دليل افراد قديمي در مقايسه با امروزي‌ها از زندگي زيباتر و شاداب‌تري برخوردار  بودند.

وي افزود: ما در اقصي نقاط ايران شاهد تنوع فرهنگي هستيم و همانطور كه آب و هوا و خاك و جغرافيا در جاي‌جاي ايران متفاوت است، فرهنگ ما نيز از تنوع بسياري برخوردار است اما بايد اقرار كرد امروزه علي‌رغم امكاناتي كه در اختيار داريم اما از بسياري از فرهنگ‌هاي پيشين خود بازمانده‌ايم.

 وي خاطر نشان ساخت:  مشهد  به عنوان دومین شهر بزرگ ایران و اولین کلان‌شهر مذهبی دنیا، تحت تاثیر منطقه نیمه کوهستانی خود و حضور پر برکت امام رضا(ع) از دوره‌های قبل و طی گذشت سالیان دراز اكنون به یک فرهنگ و آداب خاصي رسیده و مردم این شهر ضمن توجه به فرهنگ عامیانه کشور آداب و‌رسوم منطقه‌ای خود را  نیز دارا می‌باشند.

او يادآور‌شد:  با توجه به اين كه شهر مشهد بيش از ۲٬۴۱۰٬۸۰۰ میلیون نفر جمعيت دارد و نيز دومین شهر پرجمعیت ایران  پس از تهران است! علاوه بر آن تنها منطقه قاسم آباد آن  با550.000 نفر جمعیت از استان لرستان هم پرجمعیت‌تر است  پس با اين همه بدون شك ‌از فرهنگ آداب و رسوم و عقايد متنوعي برخوردار مي باشد.

محمد حسن شربتيان عضو هيات علمي دانشگاه پيام نور خراسان جنوبي هم مي‌گويد:  فرهنگ، آداب و رسوم‌، عقايد و سنن هر شهري نشان از عواطف و خلقيات و در معنايي كامل هويت آن شهر  است .

وي كه با ارائه مقاله اي در همايش علمي- كاربردي « ...تا آرمان شهر رضوي» نيز شركت كرده معتقد است: در ايام گذشته به دليل اين كه جامعه بيش تر به سمت گرايشات معنوي سوق داشت و مردم نيز مشكلات كمتري در حوزه شهرنشيني داشتند بنابراين  به ارزشها و فرهنگ‌هاي شهري ارزش بيش‌تري قائل مي‌شدند .

وي افزود: مردمان قديم در تمام ايام سال به برپايي آيين ها و مراسمات معنوي و ملي بيش‌تر مي‌پرداختند اما امروزه با توجه به ساختارهاي فعلي جامعه و ارتباط اين نسل با دنياي خارج و تحت  تاثير قرار گرفتن از آن مي‌بينيم كه كمتر اين آيين ها و مراسمات اجرا مي شود، گذشتگان به حدي به مسائل ديني و آداب و رسوم خود پايبند بودند و از صحه صدر و صبر بالايي برخوردار بودند كه معتقد بودند اين آيين‌ها راه گشاي حل مشكلات آن ها اعم از بيماري، خانوادگي ، روحي و... است.

شربتيان خاطرنشان كرد‌: نسل جوان عصرحاضر ما بيش‌تر خواهان تغيير رسومات در آيين‌هاي مذهبي مي‌باشند بطوري كه برخلاف تاكيدي كه بزرگان ما در اين زمينه داشتند كمتر به اين سو حركت كرده‌اند.

عضو هيات علمي دانشگاه پيام نور خراسان جنوبي اضافه كرد: آيين ها و مراسمات گذشتگان يك سري معايبي هم دارد كه تا به امروز نيز باقي مانده است اول اين كه اين آيين ها ممكن است در طي دهه‌ها و سال‌هاي متمادي دچار خرافات و اعمال غير‌انساني شده باشد كه باعث مي شود امروزه پايبندي به آن كمرنگ‌تر شود به طوري كه هم‌اكنون هم در بين نسل جوان ما چنين نگرشي وجود دارد كه اين آيين‌ها و مراسم‌هاي سنتي هيچ گونه كاركردي در جهت حل مشكلات آن‌ها ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:36  توسط   | 

بازي‌هاي محلي؛ در غبار فراموشي

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ هويت هر جامعه‌اي در سيطره سه مرحله زماني گذشته، حال و آينده است كه هر كدام بر ديگري تاثير مي‌گذارد و نمي توان براي اثبات وجودي هر يك از آن‌ها از ديگري صرف نظر كرد. بنابراين هويت هر دوره با دوره ماقبل خود روشن و شفاف خواهد شد كه هويت زمان حال و آينده هم با گذشته نمود پيدا مي‌كند.

امروزه حركت به سمت گونه‌اي از مصرف‌گرايي نوين همان‌گونه كه بر خلقيات جمعي مردم تاثير گذاشته، پيوند ميان برخي از ويژگي‌هاي فرهنگي را نيز دچار ضعف كرده است، به طوري كه در حال حاضر با اولويت پيدا كردن نقش وسايل الكترونيكي و پيشرفته، به همان سرعت كه رفاه و آسايش بيشتري وارد حيات اجتماعي ما شده، به همان سرعت نيز بخشي از الگوها و هويت‌هاي بومي زندگي جمعي ما را تحت شعاع قرار داده است.

هر بازي محلي دنيايي از باورهاي فرهنگي يك قوم و يك محل را در دل خود به امانت دارد، لذا با فراموشي هر يك از اين بازي‌ها در زمانه‌اي كه تكنولوژي مدرن در حال گسترش است علاوه بر اين‌كه بخشي از خاطره نياكان ما را از بين مي‌برد به آساني ظرفيت بسيار زياد اين بازي‌ها را نيز براي ايجاد تنوع در اوقات فراغت مغشوش مي‌كند.

در حال حاضر بيشتر بازي‌ها و سرگرمي‌هاي كنوني رنگ و جلوه تازه‌اي پيدا كرده‌ است به گونه‌اي كه ديگر كمتر مي‌توان در آن‌ها از هويت و فرهنگ بومي نشاني يافت. حال به اين بهانه نظر تعدادي از شهروندان مشهدي را جويا مي‌شويم:

بر روي نيمكت چوبي پارك نشسته و با دقت نوه‌هايش را ، كه كمي آن‌طرف‌تر در حال بازي هستند زير نظر دارد به طوري كه وقتي نزديكش مي شوم متوجه آمدن من نمي شودسر صحبت را با او در اين زمينه باز مي كنم واو دلگيرانه اين طور پاسخ مي دهد:درحال حاضر ديگر به طور كلي آن شور و شوق بازي‌هاي قديمي زمان ما از بين رفته، به طوري كه بچه‌هاي اين دوره زمانه يا بيشتر از طريق تماشاي تلويزيون يا سرگرم شدن باموبايل و يا بازي‌هاي كامپيوتري و غيره روزگار سپري مي‌كنند. او مي‌افزايد: در زمان‌هاي گذشته بچه‌ها براي بازي از امكانات و فضاهاي بازي بيشترين نسبت به حالا برخوردار بودند. به‌طوري كه در هر محله‌اي بيش از چند زمين فوتبال وجود داشت و مردها در هر گروه سني كه بودند مي‌توانستند با يكديگر بازي كنند. ضمن اين‌كه در هر كوچه و خياباني را هم كه مي‌ديدي تعداد زيادي دختر و پسر بچه با يكديگر به بازي‌هايي نظير هفت سنگ، گرگم به هوا، خاله بازي و غيره مي‌پرداختند. اما حالا هيچ خبري از اين بازي‌ها نيست.

يكي ديگر از شهروندان با نام زهره رشيدپور هم كه 35 سال از عمرش مي‌گذرد در اين‌باره ابتدا با كمي تامل خاطرات زمان بچگي‌اش را  در ذهن تداعي مي‌كند و سپس با لبخندي از سر نشاط تعريف مي‌كند: يادش به خير آن زمان‌ها كه من تقريبا 8 سال سن داشتم هر روز توي كوچه و خيابان با بچه‌هاي هم سن و سال خودم خاله بازي مي‌كردم. اما بچه‌هاي حالا را كه مي‌بينم بيشتر درگير بازي‌هاي فكري و شخصي مي‌شوند و هيچ‌گونه تحركي ندارند دلم برايشان مي‌سوزد‌ و هميشه با خود مي‌گويم اگر اين بچه‌ها حداقل يك‌بار هفت سنگ بازي كنند هيچ‌وقت به سراغ بازي‌هاي كامپيوتري و غيره نمي‌روند. او در ادامه مي‌گويد: در زمانه قديم مردم با وسايلي از قبيل چوب، سنگ، طناب، پارچه و غيره كه در طبيعت هم به سادگي يافت مي‌شودسركارداشتنددر مقايسه با امروزي‌هابسيار بشاش‌تر و سرزنده‌تر بودند اما حالا مردم با اين‌كه وسايل و ابزار لوكس و مدرن در اختيار دارند اما آن چهره شاد مردم قديم به هيچ‌وجه در چهره‌شان مشاهده نمي‌شود. وي اضافه مي‌كند: بازي‌ها و ورزش‌هاي بومي زمان‌هاي قديم طوري بود كه باعث مي‌شد مردم بيشتر تحرك و فعاليت‌هاي بدني داشته باشند و نيزبه اين‌كه خاطر بيشتر به صورت گروهي برگزار مي‌شد ارتباط‌ها و صميميت‌هاي بين افراد را افزون‌تر مي‌كرد اما امروزه كه اين بازي‌ها كم رنگ شده و به جاي آن تكنولوژي و وسايل الكترونيكي بيشتر شده فعاليت‌هاي بدني جاي خود را به فعاليت‌هاي ذهني و شادي‌هاي جمعي نيز به شادي‌هاي فردي داده است.

چهره‌اش بر خلاف سن بالايش جوان به نظر مي‌رسد، مدت دو سال است كه به گفته خودش بازنشسته شده و مشغول استراحت است، وقتي مي‌خواهم با او پيرامون بازي‌هاي گذشته سخن بگويم گويا يك دنيا حرف براي گفتن دارد مي‌گويد: بازي‌هاي قديمي كه نشان از هويت، فرهنگ و آداب و رسوم شهر ما دارد در زمان حاضر به دست فراموشي سپرده شده است و خيلي از مردم امروزي بر اين عقيده‌اند كه بايد به تقليد از مد روز و بر اساس پيشرفت تكنولوژي گام بردارند چرا كه ادامه روند آن بازي‌هاي بومي را تخريب شخصيت و پيشرفت خود تلقي مي‌كنند. عبدا... انتظاري يادآور مي‌شود: كشتي با چوخه يكي از ورزش‌هاي بومي شهر مشهد است كه در زمان‌هاي قديم به طور گروهي در يك ميدان برگزار مي‌شد و مردم مي‌توانستند از نزديك شاهد تماشا و لذت‌جويي از آن باشند. اما متاسفانه امروزه حتي نام اين ورزش هم در ميان مردم از ياد رفته است و فقط يكي دو جاي شهر است كه اين ورزش سنتي در آن‌جا انجام مي‌گيرد.

نادر صنعتي دكتراي جامعه‌شناس در اين‌باره معتقد است: در حال حاضر برخي از جامعه‌شناسان بيشتر تاكيد بر آينده دارند زيرا اين‌طور مي‌پندارند كه گذشته سپري و فراموش شده، هر دوره آداب و رسوم خاص خود را مي‌طلبد و گذشته ربطي به آينده، ندارد و نيز معتقدند كه اگر سنتي از گذشته در زمان حاضر رعايت نشود هيچ خللي در آينده به وجود نمي‌آيد در حالي كه اين‌ مسئله كاملا اشتباه است، چرا كه آينده همان، زمان در حال گذر است كه با گذشته پيوندي ناگسستني دارد. وي مي‌افزايد: بدون شك گذشته بخش قابل توجه‌اي از هويت ما را مي‌سازد لذا بي‌توجهي به آن موجب تخريب رابطه و تطابق زندگي ما با محيط مي‌شود. به گفته وي آداب و رسوم مربوط به زمان‌هاي گذشته ازجمله بازي‌ها و ورزش‌هاي باستاني خود مي‌تواند پاسخ مناسبي به اين سوال باشدكه هويت ما از كجا نشات مي‌گيردلذا عدم توجه به آن قاعدتا موجب سرخوردگي روحي و رواني ما خواهد شد. اين جامعه‌شناس اظهار مي‌دارد: در زندگي امروزي شاهد اين هستيم كه هويت و گويش‌هاي قديمي يا به طور كلي دچار فراموشي شده، يا اگر هم صورت دائمي پيدا كرده‌اند بيشتر باعث ملال‌خاطر مي‌شوند تا فرح‌بخشي!  به طوري كه در بعضي از مواقع مي بينيم سنت گذشته هنوز رواج دارد، ارزش آن به فراموشي سپرده شده.

صنعتي تاكيد مي كند: با توجه به اين كه بازي هاي محلي و بومي بخشي از هويت فرهنگي شهرها و شهروندان ساكن در آن ها محسوب مي شوند لذا ضروري است كه با استفاده از امكانات سازمان هاي فرهنگي براي نهادينه كردن فرهنگ آن در بين نسل جوان امروز تلاش كرد.

                                              ( تلاش جهت احياي بازي هاي بومي)

يك كارشناس امور ديني هم پيرامون نقش بازي هاي بومي درهويت شهري مي گويد: خاطره بازي هاي دسته جمعي براي نسل امروز كودك ونوجوان ما چندان كه بايد وشايد شناخته شده نيست چر كه آن ها ترجيح مي دهند خود را با انبوه وسايل الكتريكي و اسباب بازي هاي كوچك و بزرگي كه در مغازه هاي امروزي به فروش مي رسد سرگرم كنند.

سيد مهدي واعظ موسوي اداامه مي دهد: بازي هاي امروزي نظير بازي هاي كامپيوتري ، بازي از طريق تلفن همراه ،و.... كه مي تواند در محدوده يك اتاق شخصي هم انجام پذيرد نياز به هيچ گونه ارتباطي با دنياي خارج يا انبوه دوستان ندارد.

او تاكيد مي كند: بدون ترديد بازي هايي چون اتل متل توتوله ، گرگم به هوا ، يك قل دو قل و بسياري از بازي هاي ديگري كه در جاي جاي اين سرزمين اجرا مي شد و نسل به نسل انتقال پيدا مي كرد يكي از ويژگي هاي برجسته اي كه داشت اجراي دسته جمعي اين بازي ها بود ، به طوري  كه در پيوند اين رفتارها كودكان علاوه بر سرگرمي بتدريج حضور در اجتماع را فرا مي گرفتند و رفتار درست جمعي را مي آموختند اما متاسفانه امروزه گذر زمان باعث تغييررفتار اين بازي ها شده است.

اين استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان مي كند: در بازي هاي زمان هاي گذشته بچه ها يك شرايط اجتماعي خوبي را تجربه مي كردند ، به طوري كه يك نوع واكسيناسيون ايجاد مي شد جهت ورود به اجتماعي بزرگ تر ، ضمن اين كه در آن بچه ها ياد مي گرفتند كه جاده زندگي دو طرفه است و فقط او تنها نيست كه حركت مي كند در حالي كه در بازي هاي مدرن و كامپيوتري اين گونه نيست چرا كه در اين بازي ها فرد احساس مي كند فقط تنها اوست كه حكومت و حكمراني مي كند بگونه اي كه در پي آن يك نوع خودخواهي و خود شيفتگي در وي ايجاد مي شود كه بسيار براي روحيه اجتماعي نسل جوان ما مضر و خطرساز است.

وي اذعان مي دارد: يكي از ويژگي هاي ارزنده بازي هاي بومي و محلي اين است كه بچه ها به طبع ان مي توانند با طبيعت مانوس شوند ، به طوري كه اين مسئله آن قدر حائز اهميت است كه مي بينيم كشورهاي اروپايي و غربي به همين منظور فضاهاي بزرگي با تزئينات چمن ، خاك ، شن و... در مهدكودكها و مجتمع هاي آپارتماني خود به وجودآورده اند تا بچه ها بدين طريق بتوانند به راحتي باطبيعت ارتباطي تنگاتنگ برقرار سازند.

واعظ موسوي در ادامه با تاكيد بر ضرورت تلاش براي احياي بازي هاي محلي به عنوان بخشي از ميراث گذشتگان مي افزايد : رسانه هاي ملي مثل صدا و سيما ، سازمان هاي شهرداري ، آموزش و پرورش و... بايد با احياي بازي هاي بومي كه بخشي از هويت و فرهنگمان محسوب مي‌شوند علاقه مردم را نسبت به اصالت و شناساندن نقش و تاثير اين بازي‌ها در زندگي خود تشديد كند تا از اين طريق بتواند نشاط و شادي سابق را به شهر و جامعه بازگرداند.  

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:35  توسط   | 

در جستجوي هويتي پنهان

شهر بهشت – محبوبه غفوري

درآمد: هويت ساختار روح و جان جامعه شهري است و نمي‌تواند از فرهنگ و زندگي مردم ساكن در آن جدا باشد، پس بديهي است كه شهرها بايد انعكاسي از فرهنگ ، زيبايي‌ها و هويت مردم باشند به‌طوري كه آن‌ها احساس كنند كه شهر همان خانه خودشان است و به آن تعلق دارند‌.

بدون شك آنچه كه به شهر هويت مي بخشد و آن را با ارزش مي كند ، نحوه استفاده از آن و ارتباط با اين پديده پيچيده است كه از درون جامعه نشات مي گيرد  لذا بديهي است كه تجربيات شهري به نوبه خود مي تواند تاثير فراواني در آشنايي شهروندان نسبت به هويت شهرشان داشته باشد هرچند  كه نبايد نحوه زندگي شهروندان را نيز در اين زمينه ناديده گرفت ، چرا كه صرفا دراين راه سهولت دسترسي به ارزش ها ي تاريخي شهر و ارتباط بين هسته هاي هويت بخش نيست كه موجب تداوم بنيه هاي تاريخي شده و در بوجود آمدن احساس تعلق ساكنان نسبت به شهرشان نقش دارد.

امروزه با پا به عرصه گذاشتن ابداعات و اختراعات جديد و ورود به عصر اطلاعات و ارتباطات  مقوله شهرسازي معناي جديدي يافته است به گونه اي كه مردم كمتر آشنا به هويت تاريخي و بومي خود هستند و نسبت به آن احساس تعلق خاطر مي كنند لذا براي فرار از اين معضل از طرفي كه بايد دوباره مردم ارزش هاي نهفته در هويت گذشتگان خود را باز يابند طراحي ها و برنامه ريزي ها ي شهري نيز بايستي روابط همسايگي و محلي را تقويت كنند تا بدين وسيله برهويت شهري و احساس تعلق مردم نسبت به شهرشان تاكيد ورزند چرا كه انسان ها در روابط با يكديگر رشد مي يابند و شخصيت پيدا مي كنند .

حال جاي اين سوال است كه براستي در حال حاضر چند درصد از مردم مشهد از هويت شهر خويش آگاهند و يا تمايل دارند به عنوان هويت شهرشان مطرح شوند.

آن چه در ادامه مي خوانيد نظر تني از شهروندان است كه براي پاسخ گويي به اين سوالات به سراغشان رفته ايم :

ليلا ك 24 ساله و دانشجوي رشته معماري است  او از اينكه مشهدي است به خود مي بالد اما تاسف دارد از اينكه مي بيند مردم اين شهر به نسبت ساير شهرها احساس تعلق خاطر كمتري نسبت به شهر شان دارند و به هر طريقي سعي دارند هويت پيشين خود را پنهان سازند. او مي گويد: در چند برخوردي كه با مردم ساكن در شمال يا ديگر شهرها مثل اصفهان و يزد داشته ام با افتخار تمام از شهر و زادگاهشان حرف مي زدند بطوري كه در كلام همه شان لهجه بسيار شيرين شهرشان هويدا بود ، اما مشهدي ها را نمي تواني به آساني تشخيص دهي به اين خاطر كه بسياري از آن ها تصور مي كنند كه اگر لهجه و هويت اصلي شان را آشكار كنند ممكن است مورد تمسخر واقع شوند يا اينكه ديگران پشت سرشان حرف بزنند اين ها تفكرات منفي است كه شهروندان ما در ذهن هايشان مي پرورانند در حالي كه ديده مي شود خيلي از مردم شهرهاي ديگرلهجه و هويت مشهدي را بسيار زيبا و جذاب مي دانند .

" هويتش متعلق است به يكي از روستاهاي شهر نيشابور اما اكنون مدت ده سال است كه در   محله طبرسي مشهد ساكن است ، اوهمانطور كه با دستهايش رشته هاي رنگين نخ را بر روي تارهاي قالي گره مي زند سر صحبت را با لهجه شيرينش باز مي كند: به نظر من در حال حاضر اكثر مردم هويتشان را گم كرده اند و آنقدر درگير كار و زندگي خود شده اند كه ديگر زماني براي پرداختن به اين چيزها برايشان باقي نمي ماند ، حالا شما تصور كنيد در چنين فضايي كه مشهدي بودن معناي واقعي خود را از دست داده و مردم از همديگر فاصله مي گيرند چطور مي تواني به مفهوم هويت  حتي فكر كني.

اعظم وفايي مي افزايد: براي خودم بارها پيش آمده ، در حالي كه با لهجه خاص نيشابوري صحبت مي كردم جوان هاي امروزي به لهجه ام خنديده اند و به چشم يك آدم به قولي قرن بوقي نگاهم كرده اند، به همين دليل در اكثر اوقات ناچارم لهجه . آداب و رسوم اصلي ام را    زير پا بگذارم و طبق نگرش امروزي ها رفتار كنم.

اسماعيل برجسته هم از جمله جواناني است كه برخلاف علاقه شديدي كه نسبت به هويت بومي خود دارد اما تكنولوژي و مدرنيزه بودن راهم انكار نمي كند او در اين باره معتقد است: به نظر من تكنولوژي هيچ ارتباطي با هويت ندارد و  اين بي معناست كه بگوييم چون الان تكنولوژي در حال جريان و گسترش است پس هويتمان را فراموش خواهيم كرد.

وي مي افزايد: ما مشهدي ها قبل از اين كه ديگران در مورد گويش و هويتمان اظهار نظر كنند خودمان هويتمان  را مسخره مي كنيم و اغلب به عنوان وسيله اي جهت خنداندن مردم از آن  استفاده مي كنيم نمونه بارز آن را مي توان در برنامه هايي كه از سوي شبكه استاني خراسان پخش مي شود ملاحضه كرد.

او خاطرنشان مي كند: بايد توجه كرد كه مشهد نمي تواند مثل ساير شهرها هويت مشخص و خاصي داشته باشد زيرا اين شهر مملو از مهاجريني است كه هر يك با لهجه ، فرهنگ و هويتي خاص در اين شهر اقامت دارند و بنا بر همان هويت مخصوص خود رفتار مي كنند كه بدون شك اين مسئله مي تواند بر هويت خود شهروندان مشهدي هم تاثير گذار باشد.

(پيوستگي اجتماعي زمينه ساز هويت شهري)

حال در ادامه براي تحليل و بررسي ابعاد اين موضوع به سراغ يك كارشناس ارشد پژوهشگري مسائل اجتماعي مي رويم:  سيد كمال الدين حسيني در اين باره معتقد است ، قاعدتا افراد براي اين كه بتوانند به يك پيوستگي و احساس تعلق خاطر مثبت نسبت به شهر و محيط زندگي شان برسند نيازمند يك نقاط و ويژگي هاي مشتركي هستند يعني بايد به جاي اين كه از كلمه من استفاده كنند از واژه ي ما استفاده كنند و مطمئنا يكي از راهبردهاي موثري كه باعث مي شود اين احساس در تك تك افراد جامعه تقويت گردد رشد اشتراكات اجتماعي و جمعي در آن  ها است.

وي تصريح مي كند: مشاركت دادن واقعي مردم در امورات شهري ، يكي از راهكارهاي مهم هويت بخشي به شهر است هر چند كه نبايد در اين زمينه مشاركت صوري را با مشاركت واقعي يكي دانست چرا كه مشاركت واقعي در واقع به اين معناست كه مردم در تمام ابعاد اجتماعي و شهري مشاركت كنند كه يك منفعت جمعي را به دنبال دارد اما مشاركت صوري بيشتر مربوط مي شود به مشاركت هايي كه در راستاي وظايف شهرداري و سازمان هاي مشابه انجام مي شود و در پي آن به عنوان ابزار به مشاركت هاي مردمي نظاره مي شود.

وي ادامه مي دهد: يكي از المان هايي كه بايستي پيرامون اين موضوع به آن توجه كرد ، گسترش آزاد اطلاعات است به عبارتي اطلاعات بايد به نوعي روشن و شفاف شود تا مردم احساس نكنند تنها حقي از آنان گرفته مي شود بدون توجه به اين كه حقوق بلاعوضي به آنان تعلق گيرد.

سيد كمال الدين حسيني ،  گسترش انجمن هاي داوطلبانه را از راه كارهاي موثر رشد احساس تعلق خاطر در شهروندان عنوان مي كند و مي افزايد: در حال حاضر افرادي را مي بيني كه مشهدي نيستند اما پيوستگي شان به اين شهر شدت پيدا كرده كه اين عامل ناشي از كسب جايگاه و بدست آوردن ومنفعت هاي گوناگون است ولي يك مشهدي چون در حاشيه قرار گفته خود را نسبت به شهرش بيگانه مي داند بنابراين هر چه بيش تر مردم عضو گروه ها و انجمن هاي متعدد  اجتماعي باشند و خود را صرفا در بند يك فضاي خصوصي و دولتي ندانند مطمئنا ميزان پيوستگي شان هم بيش تر خواهد شد.

اين پژوهشگر اجتماعي در ادامه خاطرنشان مي سازد: در حال حاضر محلات مشهد دچار پراكندگي و ناهمگوني هاي شديدي هستند بطوري كه ضعف ارتباط هاي جمعي به وضوح مشاهده مي گردد لذا بايد در اين رابطه به گسترش عوامل ارتباطي افراد با يكديگر پرداخت ، به عنوان مثال هيات ها و مراسماتي به اين بهانه برگزار گردد ، معتمد محلي انتخاب شود ، نمايش هاي خياباني با مديريت شهرداري در پارك هاي محله اي برگزار شود و.... تا در اين صورت مردم گرد هم آيند و تعاملات برقرار شود تا به طبع آن پيوستگي و اشتراكات به وجود آيد.

حسن محرابي مقدم كارشناس آموزش و ارزشيابي هم در اين زمينه مي گويد: اصولا هويت مجموعه تصورات و پندارهايي است كه فرد از خويش در نزد خود و ديگران در ذهن ساخته است، اين تصور ريشه در ويژگي‌هاي فردي، توانمندي‌هاي بدني، ذهني، رواني و رفتاري است كه از ابتداي زندگي به تدريج شكل گرفته و با افزايش سن رو به تكامل مي‌گذارد. وي ادامه مي‌دهد: هويت علاوه بر ويژگي‌هاي فردي ريشه در نوع برخورد و رفتار ديگران با انسان هم دارد، به عبارت ديگر واكنش، انعكاس و نوع رفتار ديگران در برخورد با ما با توجه به ويژگي‌هايي كه  داريم، سهم قابل توجه‌اي در شكل‌گيري هويتمان دارد. او تصريح مي‌‌كند: يكي از عواملي كه در شكل‌گيري فردي انسان تاثير بسزا دارد مكان، محله و شهري است كه در آن زندگي مي‌كند و اين موجب شكل‌گيري برخي توانمندي‌ها و ويژگي‌ها در او مي‌شود. به طوري كه اين مسئله سهم قابل توجه‌اي هم در شكل‌گيري تصور منفي يا مثبت در فرد نسبت به خود دارد. اين كارشناس اجتماعي مي‌افزايد: همانطور كه در قرآن كريم هم آمده فلسفه خلقت انسان‌ها در قالب قبيله‌هاي گوناگون با رنگ‌ها و لهجه‌هاي متفاوت است. يعني انسان‌ها به دليل تفاوت ‌هايي كه در رنگ، پوست و گويش دارند مي‌توانند به اصالت محله زندگي يكديگر پي ببرند، پس اساسا تفاوت ويژگي‌ انسان‌ها بر اساس هويت مكاني يكي از نمونه‌هاي بارز خلقت به امر و تدبير خداوند براي شناخته شدن انسان‌ها از يكديگر است. او اضافه مي‌كند: در حال حاضر در مقابله با گويش و لهجه مشهدي برخي از شهروندان به دليل ثبات آن در زبان، كمتر موفق به تغيير آن شده‌اند، برخي به طور كامل حفظ كرده‌اند و عده‌اي ديگر هم كاملا آن را كنار گذاشته و حتي از آن برائت مي‌جويند حال آن‌كه بايد توجه كرد لهجه مشهدي يكي از نشانه‌هاي بارز ساكنان اين سرزمين محسوب مي‌شود و پنهان‌سازي آن ناشي از عدم توانايي افراد در پذيرفتن آن به عنوان يك واقعيت و ويژگي محله‌اي است. محرابي مقدم تاكيد مي‌كند: هنجارهاي رفتاري كه مربوط مي‌شود به آن دسته از قواعد رفتاري كه مردم يك منطقه خاص به آن پايند بوده و بر اساس عقايد ملي و مذهبي خود به آن عمل مي‌كنند متاسفانه در شهر مشهد دچار ضعف شده كه اين مسئله بيشتر ناشي از حضور بي‌شمار زائران و مهاجران با فرهنگ‌هاي گوناگون است، زيرا آن دسته از افرادي كه به دليل مسافرت به طور موقت يا دائم در اين شهر سكني مي‌گزينند، به بخشي از آداب و رسوم منطقه خود پايبند بوده و بخشي از آداب و رسوم اين شهر را مي‌پذيرند بنابراين آن‌چه كه در طول زمان بر شكل‌گيري هويت شهري شهروندان مشهدي باقي مي‌ماند شالوده‌اي از افكار، هنجارها و باورهايي است كه نمي‌توان به طور واقعي به اصالت آن پي برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:33  توسط   | 

شهر بهشت – محبوبه غفوري؛ از آن زمان كه پنجره هاي چوبي ، ديوارهاي كاهگلي و حوض هاي چند متري تزئين بخش حياط هر خانه اي بود سال ها گذشته و اكنون جاي خود را به چهار ديواري هايي بخشيده كه هر روز به سبكي خاص و شكلي قارچ گونه صورت جديدي به خود مي گيرند‌، يك روز به شيوه مدرن ، يك روز به شيوه معماري اروپايي ويك روزديگر .... ‌و در واقع‌ ‌نامي هم ‌كه اين جريان ‌به خود مي‌گيرد توسعه تمدن شهري‌ مي‌باشد.

امروزه آن چه در پيكره هويت شهري مشاهده مي شود كمتر نشاني از هويت منسجم و زيباي شهرها ي كهن ما را در خود دارد ، همان هويتي كه نقش آن درآجرهاي بي شمار بناهاي كهن به يادگار مانده است.

به طور قطع شهرها و فضاهاي شهري گذشته از اتصال شخصيت و هويت ويژه اي برخوداربودند ، مفاهيمي كه نهايتا منجر به تعريف مفاهيم بزرگتري چون تعلق خاطر و حس شهروندي مي گشت، در حالي كه  آن چه از اغلب شهرهاي كنوني ما در ذهن عموم شكل مي گيرد جز مجموعه اي ازخيابان ها ، پارك ها ، ساختمان ها و برج هاي بلندي كه ريه هاي تنفسي شهر را گرفته اند نيست.

از آن جايي كه شهرها ، از نظر اجتماعي مكان هاي مناسبي جهت شكل گيري نهادها ،اعتلاي ارزش هاي فرهنگي ، تحكيم روابط و مناسبت هاي اجتماعي و پاسداري از ارزش هاي اجتماعي و هويت هاي ملي به شمار مي آيند ، لذا برخورداري آن ها از هويت به يكي از موضوعات مهم عصر حاضر تبديل شده است تا جايي كه هر كسي به طريقي خودآگاه و ناخودآگاه در چنگال نگراني بي هويتي اسير است.

بي هويتي و ناهماهنگي هايي كه امروزه بر فضاي شهر ما حاكم است و به صورت روز افزوني در حال تحكيم است نه تنها سيماي نامطلوب محيطي نامانوس را براي مردم ايجاد نموده ،بلكه تمامي ابعاد زندگي اجتماعي زيست محيطي را نيز تحت شعاع خود قرار داده است.وآنچه در اين راستا مهم مي باشد اين است كه بياييم و هويت گذشته و امروزي خويش رابشناسيم و آن را تعريف نماييم.

آن چه در ادامه مي خوانيد  پرداختن به مفهوم هويت از منظر ادبيات ، هنر ، مذهب و جوان است كه با ارائه نظرات مردم  و كارشناسان مربوطه  تدوين شده است:.

 

ميراث مكتوب ملت‌ها

بدون شك زبان وآثار ادبي بعد مهمي از ميراث مكتوب هر ملتي به شمار مي آيند و به عنوان يك محصول اجتماعي ، ابزار و وسيله ارتباطي در توليد فرهنگ و هويت هر جامعه نقش قابل توجهي ايفا مي كنند، به گونه اي كه مجموعه ها ، ديوان اشعار و آثار منثور ادبي كهن و معاصراز دير باز در تقويت فرآيند هويت يابي تاثير شگرفي داشته و دارند.

" اگر چه رشته تحصيلي اش هيچ ارتباطي با ادبيات فارسي ندارد اما سررشته خاصي در شعر و شاعري دارد كه سبب شده يك كتاب هم در اين زمينه به چاب برساند ، امير حسين زماندوست كه معتقد است مشهد از بستر ادبي خوبي برخورداراست اما نتوانسته از آن در جهت تقويت هويت خود بهره جويد مي گوبد: مكان ها و نمادهاي ادبي و بومي ما مثل آرامگاه فردوسي ،مقبره مهدي اخوان ثالث ، آرامگاه نادر و... مي توانند در هويت بخشي اين شهر بسيار تاثير گذار باشند اما متاسفانه  عواملي چون سوء مديريت كارآمد، تفاوت هاي فرهنگي و...باعث شد ه نتوانيم در اين زمينه به جايگاه مطلوب و قابل انتظاري برسيم.

"سيد مهدي مهدويان هم از آن دست افراد قديمي و با تجربه شهرمان است ، در حالي براي گفت و گو به سراغ او مي رويم كه مشغول كتابخواني در يكي از پارك هاي محله اي است: او در پاسخ به سوال ما پيرامون اين موضوع ابتدا چند لحظه اي را به نقطه اي دور خيره مي شودو سپس در حالي كه عينكش را بر روي چشمانش مرتب  مي كند سراسيمه مي گويد: ما در كشوري زندگي مي كنيم كه ادبيات و پژوهنده هاي ادبي  در آن بسيار زيادند و سرشناس ، به طوري كه همه جهان از آنان به خوبي ياد مي كنند اما متاسفانه خود مانسبت به اين موضوع غافليم، براي همين متاسفانه هنوز مي بينيم كه فردوسي با آن شكوه و عظمتش در مشهد غريب است ، تا جايي كه حتي من ديدم بعضي از ساكنان شهرهاي ديگر اصلا نمي دانند كه فردوسي در مشهد وجود دارد.

او مي افزايد: هويت ما به اين است كه بياييم ونقش فردوسي را همانطور كه حافظ درشيرازاست پررنگ و باعظمت نشان دهيم تا مردم با اين شاعر معاصر و بزرگ تاريخ بيشتر آشنا شوند.

"سردبير مجله "خط سوم" و"مديرموسسه "دُرّ دَرّي" در خصوص نقش و جايگاه ادبيات درهويت بخشي شهر مي گويد:بدون شك هر شهري شناسنامه فرهنگي مردمان آن شهر به حساب مي آيد لذا سيماي هر شهربايد معرفي كننده و در برگيرنده هويت فرهنگي ،ديني ،ادبي و هنري آن مردم باشد.

سيد ابوطالب مظفري ادامه مي دهد:خراسان و مشهد يكي ازاركان قديمي ادبيات فارسي كهن كشور ماهستند به طوري كه بسياري از شاعران و عارفان بزرگي كه در جهان درخشيدند ،زاده وبزرگ شده اين شهر بودند لذا سيماي اين شهر بايد معرف و روشن كننده اين ادبيات باشد.

وي خاطرنشان مي سازد:قاعدتا تابلوها ي تبليغاتي شهر،عناوين كوچه وخيابانهاو.... بايد معرفي كننده ادبيات كهن و تاريخي ما باشند كه متاسفانه اين مسئله به شدت در مشهد ناديده گرفته شده به طوري كه آن گونه كه شاهديم ،متاسفانه هم اكنون بسياري ازتراكت هاي تبليغاتي ما تكنولوژي و ادبيات بيگانه رابيشتر  به نمايش مي گذارند تا ادبيات خودمان را. 

مظفري تصريح مي كند: فردوسي  كه يكي از مفاخر بزرگ ادبي جهان در اين  شهر به شمار مي آيد، آن طور كه شايسته است به مردم شناسانده نشده به طوري كه هم اكنون بيش تر حكم يك موزه را براي بازديد عموم دارد، در حالي كه نبايد در اين حد خلاصه شود چرا كه فرهنگي كه در شاهنامه است بسيارغني است و جزء جزء آن حرف هاي بسيارزيادي براي گفتن در زندگي دارد.

 

سيمايي فراتر از سياه و سفيد

هنر معماري شهرها، در همه جاي دنيا ،بخشي از هويت بومي و فرهنگي يك جامعه را به نمايش مي گذارد به همين اعتبار حتي مي توان ازروي مشاهده يك عكس يا  تابلوي نقاشي و يا بعضي از بناهاي معماري به هويت شهري واقف شد.

"هنر" بحث زيبايي شناختي و ذائقه شهري به حساب مي آيد ، به طوري كه بدون آن هرچقدر هم كه داراي فرهنگي غني باشيم   باز هم در سياه و سفيد غرق  خواهيم بود، به اين ترتيب اگر عنصر هنر در شهري متجلي نباشد آن شهر داراي رنگ نخواهد بود و شهري هم كه رنگارنگ نباشد افسرده و دل مرده است.

"همانطور كه مي گويد، هم اكنون 14 سال است كه به كار نماكاري ساختمان ها مشغول است، هرچند كه به تازگي به دليل تجربه و تكنيك بالايش به انجام نماهاي زيبايي شهري نيز مي پردازد اكبرعلي كرماني كه شهر مشهد كنوني را از هويت گمشده اي برخوردار مي داند براين عقيده است: براي اينكه شهري دچار سيماي مصنوعي و اغتشاش آورنشود بايدعناصر مختلف هنري چه از حيث معماري ،چه نقاشي و عكاسي و....رادر آن بگنجانيم چرا كه هنر شهر را زنده و شاداب نگه مي دارد و آن را باارزش و زيبا مي سازد.

او در حالي كه لحظه اي مكث مي كند با انرژي مضائف ادامه مي دهد:به نظر من بكارگيري مجسمه ها، نقاشي ها و هنرهاي ديگر شهري نه تنها به غناي بصري شهرو فضاي اجتماعي كمك مي كند بلكه به عنوان نمادها و نشانه هايي ازاين فرهنگ و هويت جمعي ما نيز قابل استناد است و از اين بابت است كه بايد رويكردي تازه و جدي به اين مقوله داشته باشيم.

در قالب اين مبحث  تصميم مي گيرم به سراغ يكي از دوستان قديمي ام كه چند سالي است در حيطه هنرمعرق كاري دستي دارد، بروم وقتي بالاخره با كلي پرس و جواورادر كلاس آموزشي اش پيدا مي كنم مشغول برش دادن چوبي است بروي صندلي مقابل او مي نشينم ، افسانه غياثي در حالي كه ابزار مربوط به كارش را جمع و جور مي كند، شمرده و آهسته شروع مي كند به صحبت : ما اگر دقيق حساب كنيم مي بينيم كه در هيچ كجاي شهر آن طور كه انتظار مي رود از آثار هنري هنرمندان توانمند ايراني استفاده نشده و فكر مي كنم يكي از دلايلي كه با بحران هويت مواجه شده ايم بي توجهي به همين مسئله است.

او ادامه مي دهد: سيما و مناظر شهري بخش ملموس و آرامش آوري در شهرها هستند كه تبلور بصري و معنايي ، كه فضا را شكل مي دهد در آن ها ديده مي شود ،از اين رو اگر آثار مختلف هنري در شهري وجود داشته باشد مطمئنا مردم امروزي ما كه بيشتر درگير كارها ومسائل ذهني و پيچيده شده اند مي توانند به زندگي آرام ترو بانشاط تري دست يابند.

"محمود فرهنگ ، مدير اداره برنامه تئاتر تهران " معتقد است: هنر بخش بزرگي از فرهنگ هر كشوري است لذا پاسداشت آن براي بقا و اعتلاي كشور از ضروريات و بديهيات به شمار مي رود زيرا كه از طريق هنر هويت يابي زائيده مي شود.

وي مي افزايد: هنر يكي از ابزارهاي بسيار عظيم و باارزشي است كه مي تواند به اعتلاي فرهنگ شهري كمك كند و در واقع تاثيرات شگرفي را در آموزش شهروندي ،بلوغ فكري و فرهنگ شهرنشيني بوجود آورد كه از بارزترين اين هنرها مي توان به هنر زيباي نمايش اشاره كرد.

او تاكيد مي كند: تاثير هنر نمايش در هويت بخشي شهر به اين دليل كه مي تواند در ساير فضاهاي عمومي از قبيل پارك ها ، ميادين تفريگاهها و... اجرا شودو مردم نيز از آن استفاده نمايند در مقايسه با ساير هنرها دوچندان است.

فرهنگ در پاسخ به اين سوال كه در حال حاضر هويت جامعه ما در چه جايگاهي قرار دارد ادامه مي دهد:طي 30 سال گذشته ما در مقوله هنر شهري پيشرفت زيادي نداشته ايم به طوري كه حتي مي توان به جرات گفت فضاهاي هنري و فرهنگي فعلي كشورمان همان فضاهاي قديمي است و اگر گامي هم در اين زمينه  برداشته شده در جهت استفاده درست نبوده است.

او خاطرنشان مي كند: يكي از راه هاي تقويت هويت در جامعه اين است كه شهرداري بيايد و در باب اعتلاي فرهنگ اين گونه نمايش هاي خياباني را كه به راحتي و سهولت قابل اجرا در هر زمان و مكاني است و نيز موضوعات مورد نظر شهرهاي كوچك و بزرگ را حتي با در نظرگرفتن نيازمندي هاي وزارت خانه ها چه از لحاظ فرهنگي و چه آموزشي بيان مي كند را اعتلا بخشد.

 

حافظه‌اي فراموش نشده

هويت ديني در جامعه از يك‌سو شامل پايبندي افراد به وجوه دين و ارزش‌هاي مذهبي است و از سوي ديگر بيانگر دلبستگي جمعي و عمومي افراد به شعاعر و مناسك دين مي باشد وهمانا مشاركت و تمايل عملي انسان ها به ظواهر آيين ها و مراسم مذهبي و ديني را نيز بالا مي برد .

امروزه با توجه به شدت يافتن فرآيندهاي توسعه و تكنولوژي در جامعه كنوني ، مذهب همچنان در تمام ابعاد خود به عنوان منبعي مهم جهت هويت ومعنا بخشي در جهان به شمار مي آيد.حال براي بررسي ابعاد هويت از ديدگاه دين هم با دو نفر از شهروندان صاحب نظر شهرمان به گفت وگو مي نشينيم : سجاد شمايلي زاده كه هويت اصلي اش مربوط است به يكي از شهرهاي يزد براين نظر است : هر سال در همين روزها يعني ايام سوگواري امام حسين (ع) با تعدادي از دوستانش سرگرم احداث و آماده سازي مراسمات مربوط به محرم مي شود. او با بيان اين جمله كه دين پايه و اساس هويت در هر شهري است با انتقاد مي گويد: متاسفانه در حال حاضر با گسترش تكنولوژي و ورود فرهنگ ضد ارزشي غرب، جامعه ما كم كم دارد با مذهب فاصله مي گيرد ،كه اين مسئله مي تواند بسيار بر هويت و باورهاي ما لطمه بزند.

او كه  مرتب انگشتان دستش را  به مفهوم درك بيش تر كلامش تكان مي دهد، ادامه مي دهد:ما همين كه هر سال روز هاي خاصي را نظير ايام محرم، روزهاي شهادت يا ولادت معصومين پاس مي داريم و اين رخدادهاي بزرگ تاريخي را براي همگان زنده نگه مي داريم گام بزرگي در جهت تقويت هويت مذهبي جامعه بر مي داريم .

سيد فاطمه نرجسي هم كه زني ميانسال است ، نزديك به 7 سال است كه گه گاهي مولودي و روضه خواني مراسمات را برعهده مي گيرد:او اعتقاد دارد: هيچ چيز در دنيا نيست كه مثل دين ومذهب باعث رشد و تكامل  آرمان‌ها و هويت‌هاي  يك ملت وشهري گردد،او مي افزايد: مطمئنا دين اگر نباشد نه شهر، سيماي مناسبي دارد، نه معماري، نه ادبيات ونه هيچ چيز ديگري ..چرا كه همه اين ها با محوريت دين و ومذهب سيرت زيبا و ارزشمندي به خود مي گيرد.

مسئول ستاد اقامه نماز دانشكده علوم پزشكي مشهد دراين باره معتقد است: از ويژگي هاي بارز دين اين است كه به تمامي ضرورت هاي بشري پاسخگوست و اصلا فلسفه آمدن دين به خاطر اين است كه انسان ها را به حقايق ضرورت هاي بشري برساند تا بشر با علم به حقايق ،ضرورت ها را كشف كند و آن ها را بدست آورد، بنابراين دين اسلام به همين جهت كاملترين دين ها محسوب مي شود .

قاسم صوري مي افزايد: يكي از ضرورت هاي دين فرهنگ بخشي و هويت بخشي به شهرهاست ،يا به تعبير ديني آن ( فرهنگ بخشي اجتماعي)است گرچه ما در اسلام اشاره مستقيمي به اين موضوع نداريم اما مصاديق دستورات اسلام،خود فرهنگ شهري را تعريف مي كند مثلا در رساله حقوق  امام سجاد(ع) بسياري از مردمي كه دريك شهر زندگي مي كنند مطرح شده يا در سفارشات اخلاقي علي (ع) بسياري از فرهنگ هاي شهري و اجتماعي گوشزد مي شود.

وي در ادامه افزود: تصور كنيد كه اگر در يك شهر مغازه ها، خانه ها ، خيابان هاو قوانين آن همه و همه رنگ الهي بگيرد چقدر آن شهرزيبا وآرامش بخش مي شود، چرا كه ديگركسي نيست برروي ديوارمردم يا ساختمان هاي دولتي و.. چيزي بنويسد و آن را زشت كند ، ديگر كسي به خودش حق نمي دهد زباله ها را در اماكن عمومي و خصوصي متعلق به مردم جمع كند و ديگر كسي در رانندگي حق تقدم را ضايع نمي كند به اين ترتيب  نتيجه مي گيرم كه اگردين در شهري جاري شود ،مي شود مدينه فاضله و روح حيات و زندگي درآن جا جاري مي شود  و از شهري شلوغ و پرسروصدا و نا آرام شهري آرام و فرح بخش مي سازد.

او با اهميت به نقش امام رضا(ع) درفرهنگ شهري مشهد نيزمي افزايد:وقتي تبيين شد كه آمدن دين در حوزه شهري ، شهر نابسامان را حيات مي بخشد وسامان مي دهد بي شك تاثير بخشي وجودامام عظيم الشاني همچون امام رضا (ع) روشن و غير قابل انكار خواهد بود.

صوري تاكيد مي كند : به نظر من يكي از ظلم هاي بزرگي كه ما مردم مشهد در حق امام رضا (ع) روا كرده ايم اين است كه نقش وجودي آن امام رئوف را كمرنگ كرده ايم در حاليكه مشهد مي بايست به خاطر وجود حضرتش، زيباترين شهر، آرامترين شهر ، پاكيزه ترين شهر و متخلص به با اخلاقترين شهرها باشد.

وي  وجود حرم مطهرامام رضا(ع) ،در اين شهررابه همچون نگيني تشبيه مي كند و ادامه مي دهد:قطعا هرنگين باارزشي شأنش اين است كه ركاب باارزشي داشته باشد چرا كه اگر انگشتري داراي  ركابي زشت و نگيني باارزش  باشد زيبايي نگين هم در زشتي ركاب ناديده مي گردد پس بنابراين  اين چنين نگيني شايسته شهري زيباتر و مصفاتر از اين است .

 

جوان و جستجوي هويت

از جمله واژه‌هاي مهم‌ و پر معناي ادبيات جواني  مفهوم هويت است ،اين عبارت همزماني آغاز تامل و تفكر در هويت را هويدا مي سازد ،پديده اي كه بعدها به صورت تكوين هويت يا بحران هويت ظاهر مي شود لذا مهمترين سال هاي زندگي يعني دوران جواني عرصه تجلي شكل گيري يا از هم پاشيدگي هويت مي‌باشد.

جوانان در اين برهه از زندگي  به موازات احساس نياز به داشتن يك هويت مستقل از نظر ذاتي دچار يك تحول بي سابقه و مهم مي گردند چرا كه ارزش هاي نسبتا ثابت دوران كودكي آن ها در اين دوره فرو مي ريزد ، بدون اينكه نظام فكري و ارزش خاصي ديگري جايگزين آن شود .

به راستي درست است كه مي گويند جوانان امروزي جامعه ما با هويت و شناسنامه بومي خود بيگانه اند  و آن را عاملي جهت فقدان نفوذ و ترقي خود مي دانند براي پاسخ به اين سوال به سراغ دو تن از آنان مي رويم تا نظرشان را پيرامون اين خصوص جويا شويم:.

"اسمش آرتا است ، 23 سال سن دارد و به تازگي مدرك كارشناسي خود را از دانشكده اي در كانادا اخذ كرده ، اوكه زندگي در كشورهاي غربي را نيز تجربه كرده تفاوت است بين هويت ها را به خوبي احساس مي كند :  اين 4 سالي را كه در شهرهاي كانادا سپري كردم هيچ نقطه مشتركي از هويت و تاريخ ايران درآن جا مشاهده نكردم ،اكثر مردم آن مرز و بوم تاريخ فرهنگ و معماري اصيل ما را سرآمد همه نمادهاي باستاني و بومي جهان مي دانند و معتقدند آن چه به كشور ما ارزش و جايگاه بخشيده همين هويت و بوميت ما است.

او با مكث كوتاهي دوباره مبحث كلامش را با لهجه اي كه آميخته از واژه هاي  فارسي و انگليسي است، شروع مي كند: به نظرمن هيچ يك از برج ها، نمايه ها و ساخت وسازهاي كلاسيك و مدرن كشورهاي غربي واروپايي نمي تواند جاي تنها يك ميدان فردوسي را در مشهد كشور ما بگيرد بنابراين اين موضوع بايد بسيار براي ما حائز اهميت باشد به طوري كه هرگز گمان نكنيم اگر تاريخ و هويتمان را تقويت  و حفظ نماييم از غافله تكنولوژي جهاني عقب خواهيم ماند.

" ظاهرش همانند خيلي از جوان هاي امروزي طبق جديدترين مد روز است به طوري كه در نگاه اول به اشتباه به رابطه تنگاتنگ او با تكنولوژي گمان مي بري اما برخلاف آن ،تفاوت فاحشي با خيلي ازجوانان ديگر دارد وآن اين است كه عناصر معماري و پيشينه هاي تاريخي را به شدت برعنصر كلاسيك و مدرن ترجيح مي دهد:

مرجان‌يزدان‌بخش كه بر اين باور است در حال حاضر خيلي از مردم ما با مفهوم هويت و فرهنگ گذشته خود بيگانه اند واصلا نمي دانند حتي كلمه هويت به چه معناست !  با جدييت ادامه  نظرش را اين گونه بيان مي كند‌: هر چقدركه ارتباط بين نسل جديد با نسل قديم مستحكم تر و عميق ترباشد به همان ميزان كه ارزش ها و باورهاي ديني و ملي ما تقويت مي شود ،به همان اندازه هم آسايش رواني و بقاي فرهنگي در جامعه و آحاد مردم شدت مي‌گيرد.

او همان‌طوركه با بند تلفن همراهش بازي مي‌كند با قيافه‌اي حق به جانب ادامه مي‌دهد: "هر چقدر كه از ايده ها و طرح هاي ابتكاري جوانان در جهت حركت به سوي هويتي پايدار و معماري بومي استفاده گردد‌، جوانان هم به مثابه آن به ريشه‌ها‌ي تاريخي خود شناخت پيدا مي‌كنند و به يك باورمشترك ملي وقومي مي‌رسند."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 17:15  توسط   | 

حلقه‌هاي گمشده در زندگي مدرن

شهر بهشت – محبوبه غفوري

درآمد: يكي از عناصري كه انسان‌ها با آن تعريف مي‌شوند حافظه است، اما اين حافظه تنها مختص انسان‌ها نيست بلكه شهرها نيز داراي حافظه هستند و اگر شهري فاقد حافظه تاريخي باشد نمي‌توان گفت كه آن، شهر باهويتي است. همان‌طور كه اگر انسان چيزي را به ياد نياورد مي‌گويند دچار فراموشي و آشفتگي شده است.

بدون شك هويت شهري يكي از پيچيده‌ترين و بحث برانگيزترين مباحث نظري در مقوله شهرسازي است اما اينكه چگونه مي‌توان آن را در شهرها يا عناصر معماري شهر ايجاد نمود سؤالي است كه اينجا به دنبال يافتن پاسخي مناسب براي آن هستيم.

امروزه هويت شهري به مثابه حلقه‌هاي مفقوده است و شهرها نه تنها بر پايه اصالت خود بلكه بر پايه تقليدهاي بدون انديشه از مظاهر غربي و الگوهاي مدرن در حال شكل‌گيري و گسترش‌اند. بنابراين دوران مدرنيزاسيون را مي‌توان به عنوان سرآغاز گسست و كمرنگ شدن توجه به ابعاد هويتي شهرها و زندگي اجتماعي شهري در نظر گرفت.

از ديگر سو رواج روزافزون فرهنگ غرب به دليل احاطه جامعه توسط ابزارهاي تكنولوژي كه باعث هجوم گسترده الگوها و فرهنگ ناآشناي غربي گرديده باعث زدودن ابعاد هويتي از ذهن افراد جامعه شده است و همين امر و مجموعه عوامل فوق موجب شده تا ما هم در عمر پيش روي خود خويشتن را گم كنيم؛ به عبارتي خود را در ديگري جستجو كنيم. به اين ترتيب مي‌توان نتيجه گرفت كه يك انفصال آشكار بين معماري، فرهنگ، انديشه و تاريخ بوجود آمده است.

واقعيت اين است كه ما بايد قبل از آن كه بياييم شهرها را مكان‌يابي كنيم، براي طرح‌هاي آن وقت و هزينه صرف كنيم، چالش‌ها را يكي پس از ديگري پشت سر بگذاريم، اندام‌هاي شهر را شكل دهيم، و فرهنگ‌هاي مختلف و بعضا ناهمگون را در كنار هم بگذاريم. بايستي ابتدا به فكر هويت بخشي به شهرمان باشيم چرا كه هر شهري كه فاقد پيشينه تاريخي باشد ساكنان آن به منزله مهماناني در آن به حساب مي‌آيند كه متعاقبا هيچ‌گونه تمايلي به حل مسائل شهري و شهرنشيني ندارند.

در اين رابطه، به سراغ تني چند از شهروندان ‌رفتيم تا پيرامون اين مسئله نظرشان را جويا شويم:

الياس مقدسي كه ساكن يكي از محله‌هاي قديمي شهر است وقتي رشته كلام را در اين باب باز مي‌كند، ته لهجه شيرين مشهدي‌اش را بوضوح مي‌توان از لابلاي كلامش احساس كرد.

او مي‌گويد: به نظر من مردم امروزي ديگر آن هويت و آن زندگي اصيل و پيشين خود را به دست فراموشي سپرده‌اند و فقط به روي تكنولوژي و زندگي‌هاي مدرن و كلاسيك چشم باز كرده‌اند، چرا كه ديدگاه خيلي از آنها معطوف به اين است كه گمان مي‌كنند اگر طبق فرهنگ و منش تاريخي خود زندگي كنند تحقير و كوچك شمرده مي‌شوند.

او ادامه مي‌دهد: بسياري از گردشگران و غرب‌نشينان بر اين باورند كه هويت و فرهنگ اصيل ايران بسيار زيبا و پرجاذبه است بطوري كه بسياري از آنها از معماري و گونه‌هاي تاريخي شهرهاي ايران در بسياري از جاها الگوبرداري مي‌كنند در حالي كه متأسفانه خود مردم ما به اين مسئله بي‌توجه‌اند.

مريم سيرجاني هم مردم قديم را در مقايسه با امروزي‌ها بسيار مهربانتر و مهمان‌نوازتر مي‌داند، چرا كه معتقد است مردم آن زمان بيشتر با يكديگر معاشرت و تعامل داشتند، اما حالا اينگونه نيست.

او بر اين نظر است: آن قديم‌ترها مردم بيشتر در صحبت كردن‌هايشان از لهجه و گويش اصيل شهر خود استفاده مي‌كردند تا جايي كه هر فردي را بر همين اساس تشخيص و شناسايي مي‌كردند. اما متأسفانه حالا اين گونه نيست بطوري كه همه به نوعي سعي دارند تا با تقليد و الگوبرداري‌هاي غلط لهجه، اصالت خود را مخفي نمايند به همين جهت هم كمتر مي‌توان از زبان كسي تشخيص داد كه متعلق به كدام شهر و هويت است.

وي مي‌افزايد: من كه اصالتم مشهدي است علي رغم اين كه علاقه شديدي به گويش و لهجه خاص مشهدي دارم اما چون مي‌بينم اكثر مردم ديگر براي صحبت كردن، از اين لهجه كمتر استفاده مي‌كنند فكر مي‌كنم اگر من اين طور باشم مورد تمسخر قرار خواهم گرفت.

او اظهار مي‌كند: مشهد در حال حاضر در مقايسه با بسياري از شهرها بيشتر هويت و اصالت مربوط به خود را از دست داده است و اين مسئله به دليل اين است كه از همه جاي ايران براي سكونت به اين شهر آمده‌اند. اما در شهرهايي چون يزد و اصفهان به وضوح مي‌بينيم كه هنوز هم گويش قديمي و خاص خود و هم معماري‌هاي باستاني‌شان را حفظ كرده‌اند، و همين مسئله سبب شده كه گردشگران زيادي از همه جاي دنيا جذب اين شهر شوند.

داخل مغازه‌اش كه مي‌شوم در گوشه‌اي روي صندلي چوبي نشسته، عينك ته استكاني بر چشم دارد و مشغول كوك زدن به لنگه كفشي است. او كه از سن و سالش بخوبي پيداست از تجربيات بالايي برخوردار است  درباره تفاوت نسل قديم بانسل  امروز  اين چنين  مي‌گويد: افرادي مثل من كه قديمي‌تر هستند چه بسا خاطره‌ها وحرفهاي زيادي براي نقل كردن دارند، اما امروزي‌ها اين‌گونه نيستند و بيشتر از چند كلام نمي‌توانند صحبت كنند تا آنجا كه وقتي پاي صحبت يك فرد مثلا پنجاه ساله مي‌نشينيم مي‌گويد پنجاه سال زندگي چه زود گذشت در حالي كه پنجاه سال عمر يك فرد قديمي پر از خاطره و تجربه بود.

"هنگامي كه از شهر باهويت سخن به ميان مي‌آيد ناخودآگاه ذهن‌ها معطوف به گذشته مي‌شود، به راستي آيا شهرهاي امروزي ما نمي‌توانند شهرهاي باهويتي باشند؟ اصولا هويت شهري چيست؟ و شهر باهويت چه ويژگيهايي دارد" اينها پرسشهايي است كه عماد شريف؛ كارشناس ارشد معماري و شهرسازي به آنها پاسخ مي‌دهد: هويت شهري يك تصوير ذهني است كه از فضايي مثل شهر در ذهن شهروندان شكل مي‌گيرد اين تصوير مي‌تواند به نوعي بيانگر فرهنگ، هويت و روابط اجتماعي از نسلهاي گذشته تا اكنون باشد.

وي مي‌افزايد: شهر اصيل و باهويت شهري است كه سرچشمه پيدايش فضاها و اماكن در آن بوضوح و شفاف ديده و احساس گردد و مردم ساكن در آنجا براحتي قادر باشند آن شهر را درك كنند و عملكردهاي بومي آن را بشناسند و از فرصتهايي كه برايشان موجود است آگاه شوند.

 او با اشاره به عوامل مخرب هويت شهري نيز ادامه مي‌دهد: گسسته شدن فرهنگ بين تاريخ و فضاهاي جديد شهري، تغيير كوركورانه از مظاهر غربي، عدم توجه به فرهنگ عامه و گذشته شهر، تخريب‌هاي مكرر در سطح شهر، كثرت و تباين ناهمگون اجتماعي و فرهنگي، عدم تناسب ساكنان شهر با جامعه شهري، عدم تمايل جامعه براي حفظ ارزشهاي مقبول و باورهاي انساني گذشتگان و نيز جدايي ميان باورها و رفتارهاي جامعه از جمله مواردي است كه باعث تخريب هويت شهري مي‌شود. شريف در ادامه به راهكارهاي لازم جهت هويت‌بخشي به شهر اشاره مي‌كند و مي‌افزايد: در اين رابطه پروژه‌هاي جديد بايد پيش از تصميم‌گيري از بعد هويت شهري آسيب‌شناسي گردند، دولت در خصوص اقدامات مرمت و تعمير فضاهاي مهم شهري از لحاظ تدوين قوانين و مسائل مالي براي هويت‌بخشي حمايت كند، نقاط قوت شهر به لحاظ پويا شدن فضاهاي شهري از جنبه‌هاي توريستي و تعاملات اجتماعي تقويت گردد، اذهان عمومي از طرق مختلف نسبت به هويت و عناصر تشكيل دهنده آن حساس گردد و از نمادها و نشانه‌هاي مختلف در راستاي انتقال معماري از نسلي به نسل ديگر استفاده گردد.

"يك كارشناس برنامه‌ريزي و شهري" هم در اين باره مي‌گويد: شهر يك محيط پوياي اجتماعي است بنابراين هرگونه اتفاقاتي كه در آن رخ مي‌دهد مي‌تواند موجب هويت‌سازي آن شهر باشد.

"سعيد جنتي" ادامه مي‌دهد: هر شهري مانند انسان هويتي خاص خود دارد كه اين هويت به او ويژگي مي‌بخشد و او را از ساير شهرها متمايز مي‌كند و تحولاتي كه به او مرتبط است به لحاظ فرهنگي، تاريخي، سياسي و اقتصادي باعث رشد، شكوفايي و اعتلاي آن يا در مقابل باعث انحطاط آن مي‌شود. وي تصريح مي‌كند ما در حال حاضر مردمي را در شهر خودمان با هويتهاي گوناگون فرهنگي گرد آورده‌ايم كه معمولا از مهاجرين شهرهاي ديگر كشور هستند، در حالي كه بايد براي خود اين شهر هويتي تازه تعريف كنيم، هويتي كه با آن شروع و از همجواري كانونهاي جمعيتي بهره‌مند گردد.

او خاطرنشان مي‌كند: ويژگي يك شهر باهويت اين است كه بايد معناي خودش را به صراحت فاش كند نبايد تحت سلطه يك گروه خاص واقع شود و مكانهاي مهم عمومي و تاريخي را از انزار پنهان دارد. بايد از طريق و يا شاخصه‌هايي موضوعات اخلاقي را بيان نمايد و نيز خود را مانند داستاني جذاب و خواندني به شكل درگيركننده و برانگيزاننده معرفي نمايد و آنچه براي عرضه دارد به سادگي تمام فاش كند، چرا كه در غير اين صورت داراي هويت نخواهد بود و ناديده گرفته خواهد شد.

"دكتر محمد حنيف‌پور" كارشناس مسائل اجتماعي و استاد دانشگاه نيز در اين باره معتقد است: انديشيدن درباره ابزارهاي انتقال فرهنگ و ارزشهاي تاريخي يك جامعه به نسل جديد در دنيايي از فرهنگهاي متنوع و متعارض كه در كلان‌شهرها تجلي يافته‌اند و شكل‌گيري فضاي همگرايي بين هويت قومي، زباني، شهري و ملي به تقويت نظم و ثبات اجتماعي، مشاركت، آرامش و امنيت منتهي مي‌شود و از وظايف اساسي مديريت شهري است.

وي تصريح مي‌كند: بدون شك اقدامات پراكنده براي حفاظت از بافتهاي تاريخي كشور نمي‌تواند چاره‌ساز باشد و تنها با هماهنگي بين ارگانهاي مسئول مي‌توان شكل بافتها و بناهاي تاريخي شهرهاي بزرگ را برطرف كرد، همچنين در مورد نماهاي جديد شهري نيز بايد چاره‌سازي شود و به منظور جلوگيري از شكل‌گيري بناهاي نابهنجار، طرحي به مرحله اجرا درآيد كه سازندگان و مالكان بدنه‌هاي شهري مكلف به ساخت بدنه‌هاي موزون و زيبا با بهره‌گيري از اصول معماري اصيل شوند.

دكتر حنيف‌پور با تأكيد براينكه حفظ هويت و زيبايي سيماي شهري از اهميت بسيار بالايي برخوردار است مي‌افزايد: در حال حاضر با گسترش بي‌ضابطه بسياري از شهرهاي بزرگ و افزايش جمعيت، رفته رفته تسلط مسئولين شهري به كنترل اوضاع شهري و پرداختن به امور سيماي شهرها و ساماندهي آن كمتر از گذشته شده است؛ چنانچه گاهي هويت حفظ سيماي بصري زير پوشش عملكردها و پاسخ به نياز روزمره شهروندان به فراموشي سپرده مي‌شود.

وي اضافه مي‌كند: هجوم بي‌رويه و حساب نشده جمعيت از روستاها و شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگي چون مشهد و در نتيجه نياز بيشتر به خدمات شهري مناسب، باعث بوجود آمدن سيمايي نامناسب و اغتشاش‌آور در هويت و كالبد شهر مي‌شود. بطوريكه در بسياري از موارد براي پاسخ‌گويي به نياز شهروندان در خدمات شهري دقت فداي سرعت شده و حفظ هويت به ويژه در بحث مبلمان شهري قرباني نيازهاي مقطعي و نسنجيده روزمره مي‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:2  توسط   |